دورنمای ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران؛ بررسی الگو و روند از 1357 تا 1398
نویسندگان
1 دکتری روابط بینالملل دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 استادیار علوم سیاسی دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22054/tssq.2025.72726.1407چکیده
در سالهای اخیر و با کاهش فاصلهی ناآرامیهای بزرگ در کشور، لزوم بررسی ریشهای ناآرامیها به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است. از آنجا که توصیف یک دورنما برای آینده، نیازمند شناخت گذشته و روندهای موجود در آن است؛ بررسی روند شکلگیری ثبات/بیثباتی در چهار دهه گذشته اهمیتی چشمگیر مییابند. پژوهشهایی که تا به امروز صورت پذیرفتهاند، فرآیند شکلگیری ثبات/بیثباتی نظام سیاسی را مورد تأکید قرار نمیدهند. از سوی دیگر، شناسایی «پیشرانهای بحرانساز» میتواند پایهای برای تعریف یک «دورنما» برای ثبات نظام سیاسی کشورمان در سالهای میانی دهه پنجم، بر اساس آیندههای ممکن باشد. در راستای نگارش دورنما، پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که با توجه به الگوی ثبات/بیثباتی در چهار دهه گذشته، کدامیک از سناریوهای خوشبینانه، بدبینانه و خنثی در ارتباط با ثبات نظام جمهوری اسلامی ایران احتمال وقوع بیشتری دارد. فرضیه پژوهش برای پاسخ به پرسش این است که الگوی شکلگیری ثبات/بیثباتی در چهل سال گذشته، نشان از کاهش امکان حل بحرانها و برعکس، سرریز شدن آنها در پایان دهه چهارم دارد که میتواند به دورنمایی چون همافزایی بحرانها و نیل به بیثباتی سیاسی، حرکت کند. این پژوهش، در ابتدا با روند پژوهی حوادث بحرانساز چهار دهه گذشته به عنوان دادههای کیفی آغاز و با استخراج شاخصهای بحرانساز چهار دهه گذشته، پیشرانها، سد کنندهها و کارتهای شگفتانگیز جهت سناریونویسی بر اساس آیندههای ممکن به دست آمدند که با توجه به تأثیر همافزایانه بحرانها بر یکدیگر و عدم اقبال به اصلاحات ساختاری از جانب حکومت، امکان وقوع سناریوی بدبینانه محتملتر به نظر آمد.