تقابل گفتمان های مشروعیت سلطنت محور و مشروعیت خلافت محور در نامه‌ سلطان سنجر سلجوقی به المسترشد عباسی بر اساس الگوی تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف

نویسندگان

1 دانشیار تاریخ دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری تاریخ، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
10.22054/tssq.2025.72360.1386
چکیده

درباره مساله مشروعیت در دولت سلجوقی، پژوهش‌های زیادی انجام شده است. اما آنچه از دیدگاه بیشتر محققان مغفول مانده است، مسئله قدرت و مشروعیت در نامه‌نگاری‌های سیاسی است. این نامه‌ها انعکاس‌دهنده دیدگاه‌های شخص صاحب قدرت هستند و از متن، می‌توان به گفتمان موجود در آن­ها پی برد. یکی از این نامه‌های مهم تاریخی، نامه سنجر سلجوقی به المستر شد، خلیفه عباسی است. هدف اصلی در این پژوهش پاسخ به این سؤال است که از نگاه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، نامه سنجر به خلیفه نشان‌دهنده چه تحولی در گفتمان مشروعیت دولت سلجوقی است؟ روشی که پژوهش حاضر از آن بهره گرفته است، روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین به تحلیل گفتمان درون‌متن می‌پردازد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که بر اساس الگوی فرکلاف در سطح توصیف، سنجر با روش برجسته­سازی گفتمان خود و به حاشیه راندن گفتمان خلافت محور، منبع مشروعیت حکومت خود را وراثت، شایستگی و فره ایزدی می­داند. در سطح تفسیر، سنجر تحت تاثیر اندیشه‌های سیاسی خواجه نظام الملک و غزالی، سلطان را سایه خدا بر روی زمین، می­داند. اما در سطح تبیین؛ در بستر تحولات تاریخی آن دوره می‌توان گفت که تقابل سنجر با المسترشد باعث شد سنجر، گفتمان سلطنت محور خود را جایگزین گفتمان غالب خلافت محور کند. نتیجه نهایی تحلیل این نامه از زاویه نظریه فرکلاف، حاکی از تقابل گفتمان‌های مهم آن دوره در نامه یادشده و گذار از گفتمان مشروعیت خلافت محور به مشروعیت سلطنت محور است.