سیر تفسیر تا اصلاح قانون اساسی در ایران با رویکرد دولت‌پژوهی

نویسندگان

1 استادیار حقوق دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 دانشیار حقوق دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
10.22054/tssq.2025.71729.1370
چکیده

 قانون اساسی «نوشته»، به اقتضای «اختصارگویی» و «کلی بودن» برای اینکه با پویایی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه همسو شود، پیوسته در معرض «اصلاح» قرار دارد. هرچند روش‌های رسمی اصلاح قانون اساسی، مکانیسم‌های حیاتی در این زمینه به شمار می­آید؛ با این حال، سختی رویه‌های اصلاح رسمی قانون اساسی و یا زمینه سیاسی یک کشور، اغلب، قانون اساسی را ایستا نگه‌داشته و به­طور مکرر سیاستمداران را وادار به جستجوی مسیر­های جایگزین می­کند. بنابراین مکانیسم‌های غیررسمی برای اصلاح قانون اساسی در پاسخ به مشکلات پیش­روی اصلاح رسمی قانون اساسی طراحی شده‌اند. در این مفهوم، تعیین نقش مکانیسم‌های غیررسمی که به صورت عمدی و یا در نتیجه­ پویایی سیستم قانون اساسی منجر به تغییر و اصلاح قانون اساسی می­گردد، ضروری است. پژوهش حاضر با مطالعه کتب و مقالات گوناگون داخلی و خارجی، اقدام  به گردآوری مطالب به صورت کتابخانه­ای و فیش­برداری نموده است و با روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی تغییرات واقعی اما نانوشته قانون اساسی به‌ویژه از طریق فرآیند تفسیر که از مسیر رسمی اصلاح قانون اساسی عبور نکرده و از آن منظر قابل توجیه نیست و همچنین روشن نمودن مبنای مشروعیت این‌گونه تغییرات می­پردازد. یافته­­ها حاکی از این است که تفسیر می­تواند نقش مؤثری در کشف لایه­های ناپیدای قانون اساسی داشته باشد و در مواردی بدون گذر از مسیر رسمی اصلاح، متن نوشته­ قانون اساسی را بازخوانی و یا حتی بازآفرینی نماید.