نگاهی به مسئله تحدید علم از شبهِ علم، از منظر معرفتشناسی اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی. تهران. ایران.
doi
10.22059/jop.2024.365813.1006801چکیده
مسئلۀ بازشناسی علم از شبهِعلم که به مسئلۀ تحدید (demarcation) مشهور است، از جمله مسائل نظری و کاربردی مهم در فلسفۀ علم است. چالشهای پیش روی حل مسئلۀ تحدید به دو دسته چالشهای مربوط به تعریف ملاک، و چالشهای مربوط به کاربست ملاک تقسیم میشوند. درحالیکه غالب مباحث شکلگرفته راجع به مسئلۀ تحدید بر چالشهای تعریف ملاک متمرکز شده اند، این مقاله به یکی از چالشهای مربوط به کاربست ملاک تحدید میپردازد. «تعیین مرجع صاحب صلاحیت» برای داوری راجع به علمی یا شبهِ علم بودن موارد مظنون به شبهِعلم، از جمله این چالشها است. با توجه به گوناگونی نمونه های شبهِعلم، بغرنجترین حالت تمییز علم و شبهِ علم در مواردی مرزی رخ میدهد که در آن ادعاهای مظنون توسط افرادی با اعتبار علمی مطرح میشوند. در این موارد حتی اگر ملاک روشنی برای تمیز علم از شبه علم داشته باشیم، اینکه چطور بر اساس این ملاک باید دربارۀ علمی بودن یا نبودن یک دیدگاه داوری کرد و چه کسی صلاحیت این داوری را دارد، چالشی دشوار است. در معرفت شناسی اجتماعی چنین مواردی مصداقی از مسئلۀ «اختلاف نظر بین متخصصین» به حساب میآیند. در این مقاله تلاش می شود با اتکا بر راهکارهای این مسئله در معرفت شناسی اجتماعی و تکمیل آنها با ایدۀ «تقسیم کار معرفتی» راهکارهایی برای غلبه بر این چالش پیشنهاد شود.