واکاوی هندسه تصویرهای شعری دوره بازگشت (در تأمّلی مقایسه‌ای با ساختمان تصویرهای شعری دیگر سبک‌های شعر فارسی)

نویسندگان

1 پژوهشگر دوره پسادکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22091/jls.2023.9325.1493
چکیده

بیشتر قضاوت‌‌ها در مورد شعر دورة بازگشت کلّی و فرضی است و اثبات آن‌‌ها نیاز به بررسی بیشتر و دقیق‌‌تری دارد. سازة تصویر شعری، اجتماعی است از عناصر بلاغی مختلفی که محصول نگاه و زبان خاص هر شاعر است؛ به دیگر سخن، ماحصل تجزیة هندسة یک تصویر شعری، هنرسازه‌‌های گوناگونی خواهد بود که در تکوین آن سازه نقش داشته‌‌اند. یکی از ابزارهای بایسته برای بررسی موشکافانه، دانش سبک‌‌شناسی است که با دو مختصة بسامدگیری و قیاس، سنجة خوبی برای بررسی شعر شاعران هر دوره ‌‌است. پژوهش حاضر که به شیوة کمّی ـ آماری و با رویکردی سبک‌‌‌‌شناختی نوشته شده‌‌است، با بررسی هندسة تصویرهای شعری دیوان‌‌های شش شاعر برجستة دورة بازگشت (مشتاق اصفهانی، هاتف اصفهانی، آذر بیگدلی، سروش اصفهانی، صبای کاشانی و فتح‌‌الله‌‌خان شیبانی) می‌‌کوشد تا ضمن پرهیز از کلی‌‌گویی‌‌های رایج در خصوص شباهت شعر شاعران دورة بازگشت به شعر شاعران سبک‌‌های پیشین، با ارائة آماری دقیق و روشن از مقدار بهره‌‌گیری هر شاعر از هنرسازه‌‌های منفرد و ترکیبی، سوای تعیین سطح و کیفیت ساختمان تصویرها به لحاظ سادگی یا پیچیدگی‌‌، به قیاس هندسة تصویرهای هر شاعر با سازة تصویرهای شاعران سبک‌‌های دیگر بپردازد. نتایج این جستار نشان می‌‌دهد که هرچه از سبک هندی (و عصر صفوی دور) و به دورة قاجار نزدیک‌‌ می‌‌شویم، از شمار هنرسازه‌‌های ترکیبی و درصد پیچیدگی تصویرها کاسته و بر مقیاس هنرسازه‌‌های منفرد و تصویرهای ساده افزوده می‌‌گردد؛ برای نمونه، سازة تصویرهای شعری مشتاق (نخستین و نزدیک‌‌ترین شاعر این پژوهش به سبک هندی) فراتر از سبک خراسانی و در ردیف هندسة تصویرهای سبک عراقی قرار می‌‌گیرد، امّا ساختمان تصویرهای قصیده‌‌های شیبانی دقیقاً مطابق است با هندسة تصویرهای فرّخی سیستانی! در یک نگاه کلان هم می‌‌توان گفت: ساختمان کلّی تصویرهای شعر دورة بازگشت به هندسة تصویرهای سبک خراسانی نزدیک و از هندسة تصویرهای سبک هندی دورتر است.