دلایل نقشی خروج جملهواره موصولی و ارتباط آن با عوامل سبکی در متون روایی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشیار گروه زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22091/jls.2023.9179.1481چکیده
خطاینامه سفرنامهای است منثور متعلق به دوران سلطان سلیم بایزید عثمانی در سال 911 هجری قمری که سید علیاکبر، ملقب به خطایی، بازرگان و به قولى «ایلچى ایرانى» همزمان با سلطنت شاه اسماعیل صفوی در شرح سفرش به سرزمین خطای (همان چین و خطا) تحریر نموده است. مطالعۀ حاضر با در نظر گرفتن فرایند خروج جملهوارۀ موصولی، در پی بررسی انگیزهها و علل این فرایند در این اثر تاریخی است. براین مبنا با نمونهگیری نظاممند از متن این سفرنامه، تمام جملهوارههای موصولی آن استخراج شده و ازحیث عواملی چون: نسبت خروج جملهواره به حفظ آن در جایگاه کانونی، جایگاه گروه اسمی مرجع جملهواره موصولی در هر دو بند پایه و پیرو، شیوۀ نمایش ارتباط جملهواره موصولی با گروه اسمی مرجع، تأثیر ساخت اطلاعی و تأثیر وزن دستوری جملهواره موصولی بر فرایند خروج مطالعه شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که از مجموع 173 جملهوارۀ موصولی کتاب، تنها 39 بند یعنی چیزی کمتر از 23 درصد خروج یافتهاند که هرچند از این تعداد بیشترین موصولیسازی از جایگاه سازههای اصلی جمله (جایگاه فاعل و مفعول) صورت گرفته است، لیکن در جملات پیرو، حضور گروه اسمی مرجع در جایگاههای افزوده (متممی، مضافالیهی و قیدی) با افزایشی دوبرابری نسبت به جملات پایه به 36 درصد میرسد. پرکاربردترین روش نمایش ارتباط جملهوارۀ موصولی با گروه اسمی مرجع خود در این کتاب، استفاده از خلأگذاری بوده و تأثیر ساخت اطلاعی فعل، بر خروج جملهوارۀ موصولی مؤثر قلمداد میشود. همچنین وزن دستوری جملهوارههای خروجیافته در این اثر برابر 4 بوده و نمایانگر آن است که در این کتاب، بهطور میانگین جملهوارههای موصولی که طولی چهار برابر گروه فعلی داشتهاند، خروج یافته و جملات کوتاهتر در جایگاه کانونی خود باقی ماندهاند. در کنار سایر عوامل مورد پژوهش، نرخ پایین خروج جملهوارههای موصولی و حفظ آنها درجایگاه کانونی خود، عاملی است که به نظر میرسد به دشواری درک این متن از سوی خواننده افزوده است و میتواند در کنار سایر شاخصهای سبک شناسی مطرح در زمینه متون دوره مورد بحث، مورد توجه و مطالعه قرار گیرد.