بازشناخت مقایسهای «حفاظبندی» و سایر راهبردهای دولتها در نظام بینالملل کنونی
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22054/tssq.2025.86891.1684چکیده
سیاست بینالملل عرصهای است که بهعنوان برآیند سیاست خارجی تکتک دولتها شکل میگیرد. در این میان، سیاست خارجی دولتها نیز برحسب راهبرد یا راهبردهایی که برای پیشبرد آن تجویز میشوند شکل میگیرد. سیر تکاملی ادبیات روابط بینالملل و واقعیت متحول سیاست جهانی و بالطبع، نحوه واکنش دولتها بدان باعث برآمدن روند جدیدی در عرصه بینالمللی شده است که گفته میشود، متأثر از راهبرد بدیع و نوظهوری به نام «حفاظبندی» در سیاست خارجی بسیاری از دولتها در نظامبینالملل کنونی است، بهگونهای که در طی بیش از دو دهه اخیر در محافل علمی و سیاستگذاری بیشازپیش مطرح شده است. بر همین اساس، نوشتار حاضر این سؤال را مطرح میکند که حفاظبندی بهعنوان راهبردی نوظهور در سیاست خارجی دولتها چه تفاوتها و مشابهتهایی با سایر راهبردهای سنتی دولتها که در طول تاریخ روابط بینالملل پی گرفته شدهاند دارد؟ پاسخ به این سؤال در گروِ ارائه تحلیل مقایسهای میان حفاظبندی از یک سو و سایر راهبردهای سنتی دولتها از سوی دیگر است. برای انجام این کار، نحوه گردآوری دادهها، به روش کتابخانهای و جستجوی اینترنتی بر پایه بهرهگیری از دادههای ثانویه، البته با تمرکز بر مباحث نظری و مفهومیِ آنهاست و تلاش میشود با بهرهگیری از روش مقایسهای بر پایه تحلیل محتوای دادههای کیفیِ مندرج در متون تحلیل سیاست خارجی، مشابهتها و تفاوتها میان آنها نشان داده شود تا بتوان به ارزیابی مناسبی درباره جایگاه حفاظبندی در تحلیل سیاست خارجی دست یافت. مهمترین یافته مقاله این است که حفاظبندی لاجرم نوعی صلحجویی فعال در عرصه بینالمللی است، خصلتی که در هیچیک از راهبردهای دیگر دیده نمیشود.