هوش مصنوعی، اقتدارگرایی و دموکراسی
نویسندگان
1 استادیار اندیشه سیاسی در اسلام، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22054/tssq.2025.86861.1687چکیده
با فراگیری استفاده از هوش مصنوعی، تحقیقات درباره نقش و اهمیت آن نه تنها در زندگی روزمره بلکه در همه حوزههای دانشگاهی شتاب گرفته است. در این مقاله از منظر علم سیاست به تأثیر هوش مصنوعی بر نظامهای سیاسی میپردازیم. سؤال اساسی این است که هوش مصنوعی بیشتر به چه نوع نظام سیاسی کمک و یاری میرساند؟ در پاسخ به این پرسش تاکنون جوابهای متفاوتی داده شده است. در اینجا فرضیه ما این است که هوش مصنوعی به احتمال بیشتر به تقویت و تحکمیم اقتدارگرایی منتهی میشود و به احتمال کمتری به تقویت دموکراسی منجر میشود مگر اینکه تمهیدات گستردهای در نظر گرفته شود. نظریه هستی شناختی «لنگدون وینر» در خصوص ماهیت سیاسی مصنوعات بشری، اختراعات و ابداعات فنی بشری، است. بر مبنای نظریه وینر، پدیدههای دستساخته بشری خنثی نیستند و یا ذاتاً نوع خاصی از سیاست را تحمیل میکنند و یا اینکه دارای پیامدهای سیاسی مهمی هستند. به نظر ما، هوش مصنوعی با توجه به ماهیتش که تمرکزگراست به احتمال قوی به تقویت اقتدارگرایی منجر میشود و فقط با اتخاذ تمهیداتی در نوع هوش مصنوعی مورد استفاده و همچنین ایجاد واسطههایی مانند حصارهای اخلاقی میتوان آن را دموکراتیکتر کرد. تمهیداتی مانند توسعه الگوریتمهای شفاف ساز، دموکراتیزهکردن زیرساختهای فناورانه، رقابتپذیر کردن پلتفرمها، افزایش سواد دادهای شهروندان، و تدوین مقررات الزامآور اخلاقی. روش مقاله حاضر، روش تحلیلی استدلال محور است. استدلالها هرکدام از طرفین به دقت بررسی میشود و از آنها در راستای دفاع از یک طرف استفاده خواهد شد. در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که هوش مصنوعی نهفقط یک ابزار فنی؛ بلکه نیرویی سیاسی است که بسته به چارچوبهای حکمرانی، میتواند به تقویت یا تضعیف دموکراسی بینجامد. تعیین سرنوشت آن به تصمیمات نهادی، طراحی شفاف و مشارکت فعال شهروندان بستگی دارد.