درنگی در تفکر وجودی شاعرانه از منظر هایدگر متأخر

نویسندگان

1 دکترای فلسفه اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 استادیار گروه حکمت فلسفه منطق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22059/jop.2024.364652.1006796
چکیده

هایدگر در مطالعات فلسفی خود رویکرد جدیدی به تفکر می‏‌گشاید که متفاوت با تفکر متافیزیکی است و از آن با عنوان عام "تفکر وجودی"یاد می‌‏کند. آدمی در چنین تفکری، باید گشوده به روی حقیقت هستی باشد و به ندای آن گوش بسپارد. هایدگر متقدم از راه پدیدارشناسی"دازاین" سعی در تقرب به معنای هستی دارد، درحالی که در اندیشۀ متأخر، وی بر شاعرانگی تفکر و حوالت تاریخی وجود، تأکید می‏‌ورزد. هایدگر بر این باور است که "تفکر وجودی"، تفکری برآمده از هستی و دربارۀ آن است. سرچشمه و متعلق این تفکر خود هستی است؛ هستی به‌مثابه "رویداد" که تفکر انسان را از آنِ خود می‌‏کند. رویداد خصلتی تاریخی دارد، به این معنی که هستی در ادوار مختلف تاریخ خود، جلوه‌‏های گوناگونی دارد و خود را به انحای مختلفی اظهار می‌‏دارد. این اظهار، همان موهبت هستی است. پس تفکر باید پذیرا و منتظر موهبت هستی باشد. این موهبت خود را در زبان و شعر می‏‌نمایاند که شرط ظهور و آشکار شدن هستی موجودات است. شعر به‌‏مثابه روشن‏‌ترین پدیدار زبان اصیل، سروده شدن حقیقت را امکان‏‌پذیر می‏‌کند با خصلت "یادآوری" و "نامیدن"، گشاینده مجلایی برای ظهور حقیقت هستی می‏شود و این شاعر و متفکر است که باید از این ظهور پاسداری کند. ازاین‏‌رو تفکر وجودی با ذات شعر یکی است. با وجود بصیرت ویژه‏‌ای که تفکر وجودی هایدگر به‌مثابه راهی برای تعمق در هستی برای ما گشوده است، پرسش‌‏ها و ابهاماتی به رهیافت وی به نظر می‏‌رسد، از جمله: شائبۀ محدود کردن حقیقت هستی به افق زمان، ابهام دربارۀ ثبات یا تجدد هستی و نهایتاً کمرنگ شدن نقش اراده و اختیار انسانی و تن دادن به گونه‌‏ای از جبر و دترمینیسم. نوشتار حاضر در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی نخست بنیاد "تفکر وجودی"متأخر هایدگر و مختصات آن را تحلیل کند و سپس با رویکردی انتقادی، رهیافتِ هایدگر را مورد نقد و بررسی قرار دهد.