جایگاه قید و بسامد آن در روایت امیرارسلان رومی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه رازی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران

2 دانش‌ آموختۀ کارشناسی‌ ارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه رازی کرمانشاه، کرمانشاه، ایران

doi
10.22091/jls.2021.5973.1257
چکیده

داستان عامیّانۀ امیرارسلان مانند یک صحنۀ نمایش، روحیّات مردم دورۀ قاجار را با همۀ ناملایمات و اوضاع نامساعد آن به تصویر درمی‌آورد و نمایانگر ذهنیّت و وضع مردم آن عصر است. به همین دلیل، داستان‌های عامّه را می‌توان آینۀ تمام‌نمای دوران تألیفشان دانست. با بررسی ساختار دستوری این آثار می‌توان به سبک دوره یا نویسنده نیز دست یافت. بررسی ساخت و بسامد طبقۀ دستوری قید، نیز، می‌تواند به شناخت بخش زبانی سبک شخص و سبک دورۀ او منجر شود. هدف این مقالۀ توصیفی- تحلیلی، بررسی انواع قید و گروه‌های قیدی در داستان امیرارسلان نامدار و نشانه‌های آن در سبک شخصی راوی است؛ به طوری‌که پس از بررسی مبانی و پیشینه، بسامد فراوانی هر گروه به کمک نمودار به تفکیک مشخّص شده، آنگاه با مقایسه به تحلیل داده‌ها پرداخته است. فرض بر محدود بودن کاربست قید است امّا یافته‌ها نشان می‌دهد که بسامد به‌کارگیری انواع قید مشترک و خاص و گروه‌های قیدی در این اثر قابل توجّه و زیاد است، می‌توان این ویژگی را وابسته به گفتگو محور بودن متن و تعدّد فراوان قهرمانان، کثرت حوادث و گفتار ‌گذاری‌های نمایشی و متقابل در امیرارسلان دانست که با نقّالی و نمایش نقّالی‌گونه راوی داستان شکل گرفته است. مهم‌ترین نکته این است که به‌کارگیری گونه‌های مختلف قید در این اثر، موجب فضاسازی‌های دقیق و توصیفات برجسته شده است. تعدّد بالای قید‌های حالت و کیفیّت، به منظور شرح احوال قهرمانان داستان و همچنین بسامد زیاد قیود مشترک به منظور بیان توصیفات روشن، موجب اطناب متن می‌گردد و اطناب، مشخصّۀ سبک عصر نویسنده است.