بررسی تعامل دولت و جامعه در دوره جمهوری اسلامی ایران: سیاست‌گذاری از منظر جامعه شبکه‌ای

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه پیام نور، گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشیار دانشگاه پیام نور، گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22054/tssq.2025.72744.1396
چکیده

دولت به‌عنوان یک‌نهاد خاص سیاسی که در تحولات سیاسی و اجتماعی و توسعه جوامع نقش دارد، همواره نوع تعامل آن با جامعه مورد تأکید است. دراین‌بین، تعامل دولت و جامعه، پراکندگی قدرت و تأثیرگذاری گروه‌ها و نهادهای مختلف، یکی از موضوعاتی است که در میان اندیشمندان به گونه‌های متفاوتی تعریف شده است. در این پژوهش، با رویکردی جامعه‌شناسانه و در چارچوب الگوی نظری  دولت در جامعه و جامعه شبکه‌ای جوئل میگدال و در قالب روش توصیفی -تحلیلی با گردآوری اسنادی و کتابخانه‌ای اطلاعات مرتبط به رابطه جامعه و دولت در دوره انقلاب اسلامی، مشخص شد که در تعامل دولت و جامعه بعد از انقلاب اسلامی، دولت در مؤلفه‌های توانایی نفوذ در جامعه؛ و توزیع/تخصیص منابع عملکرد موفقیت‌آمیزی را نداشته است، با این ‌حال در مؤلفه استخراج منابع موفق بوده و در کنترل اجتماعی نیز به نسبت عملکرد موفقی داشته است. با وجود شکل‌گیری جامعه شبکه‌ای، اما پوسته سخت و غیرقابل نفوذ آن موجب شده که دولت به نهادهای همچون نظامیان و دستگاه‌های امنیتی متوسل شود، و دولتی قوی و توسعه‌گرا به‌سوی تغییر و دگرگونی شکل نگیرد. بنابراین رابطه دولت و جامعه و حلقه ارتباطی بین جامعه و قدرت در فرایند سیاست‌گذاری مشخص می‌گردد. با تحلیل جامعه شبکه­ای میگدال، مدلی از سیاست‌گذاری در دوره پس از انقلاب اسلامی پیشنهاد می‌گردد.