نقد لکان بر اخلاق کانتی از موضع سادی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه اخلاق، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه قم، قم، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه اخلاق، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه قم، قم، ایران

3 دانشیار، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه زنجان، ایران

doi
10.22059/jop.2024.367134.1006806
چکیده

از انتقادات رایج به نظریۀ اخلاقی کانت، توجه بیش از حد به عقل و مطلق بودگی آن در قانون اخلاقی است. به گونه‌ای که بی‌توجهی به سایر عناصر دخیل در حکم اخلاقی از جمله احساسات منجر به ناممکنی و ظهور سویه سادیستی مبانی اخلاقی کانت می‌شود و زمینۀ مناسبی برای بروز شر فراهم می‌آورد. مطابق این نگاه، شر ملازم با خیر تلقی می‌شود چرا که مراد از خیرِ اخلاقی عملِ مطابق با امر مطلق است فارغ از محتوای آن. همسو با ناممکنی امرمطلق، ساد مبانی اخلاقی کانت را جابه‌جا می‌کند و نام هر اراده مطلقی را با توجه به اصل عدم تناقض شر می‌انگارد. بنابراین می‌توان هر عمل شنیع اخلاقی را با توجه به گنجاندن در ماکسیم، مطابقِ قانون اخلاقی اراده کرد، بدون اینکه خللی به مبانی امر مطلق وارد شود. از نظر لکان وفاداری به میل، و ویژگی ارضا ناپذیری آن ملاک اخلاقمندی است که اگر اخلاق تهی از عناصر پاتولوژیک لحاظ شود تبدیل به ضد خود یعنی اخلاق سادی خواهد شد و اخلاقِ میل به جای آنکه از ابژه‌ای به ابژۀ دیگر حرکت کند در بستر ارضای سادی گرفتار خواهد آمد، در نتیجه در حرکت به سوی ورای لذت در غایی‌ترین آستانۀ واقعیت جا می‌ماند. کانت برای اجتناب از درافتادن در سویۀ سادیستی اخلاق خود از مفهوم خاص احترام به‌مثابه نمایندۀ عنصر پاتولوژیک و رفع این شکاف برای اخلاق خود بهره می‌برد.