بررسی تاثیر شش آفتکش توصیهشده در مزارع برنج روی بارآوری و زندهمانی سن شکارگرAndrallus spinidens (F.) در شرایط آزمایشگاه
نویسندگان
1 موسسة تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 موسسة تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
3 هیات علمی - دانشگاه ارومیه
4 بخش تحقیقات کنترل بیولوژیک، موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.22092/bcpp.2020.128525.238چکیده
سن شکارگر(F.) Andrallus spinidens یکی از مهمترین عوامل مهار زیستی لاروهای بالپولکداران در مزارع برنج شمال کشور است. برای امکانسنجی استفاده از این شکارگر همراه با آفتکشهای توصیهشده علیه آفات برنج، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. اثرات شش آفتکش مورد استفاده در مزارع برنج شمال کشور (شامل سه نوع حشرهکش، دو نوع قارچکش و یک نوع علفکش) با استفاده از روش تغذیهای روی پورههای سن چهارم این شکارگر بررسی شد. آفتکشها بر اساس دُز توصیهشده در مزرعه، تهیه شدند. برای تیمار شاهد از آب مقطر استفاده شد. بهمدت 24 ساعت، تشتکهای 2 میلیلیتری حاوی تیمارهای سموم در اختیار پورهها قرار داده شد. سپس ظروف تیمارهای مختلف سموم حذف و 2 تا 3 عدد لارو سن آخر Galleria mellonella همراه با آب مقطر در اختیار پورهها قرار گرفت. آزمایشها در شرایط آزمایشگاهی با دمای 5/0±25 درجه سیلسیوس، رطوبت نسبی 5±70 درصد و دوره نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی انجام شدند. مرگومیر پورهها و حشرات کامل بهصورت روزانه ثبت شد. نتایج نشان داد کمترین مقدار زادآوری در مقایسه با شاهد، مربوط به حشرهکشهای فیپرونیل، دیازینون و مالاتیون و بیشترین مقدار آن در علفکش پرتیلاکلر بود. گروهبندی آفتکشهای یادشده بر مبنای اثر کل ((E طبق توصیة IOBC محاسبه شد. حشرهکشهای فیپرونیل، دیازینون و مالاتیون با 100% کشندگی در ردة 4 (گروه زیانآور)، قارچکشهای ایپردیون+کاربندازیم و تریسیکلازول بهترتیب با 84/86% و 58/91% در ردة 3 (نسبتاً زیانآور) و علفکش پرتیلاکلر، با 39/74% تلفات در ردة 2 (کمی زیانآور) قرار گرفت. بنابراین در صورت تایید نتایج مزرعهای، کاربرد حشرهکشهای مورد بررسی هنگامی که این شکارگر در شالیزارها فعال است، توصیه نمیشود.