نام‌شناسی کتاب‌های بلاغی از منظر معنا، هسته معنایی، شفافیّت و تیرگی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22091/jls.2022.7889.1366
چکیده

نام شناسی (Onomastics) دانشی است که حوزهای گسترده از علوم گوناگون را در خود جمع کرده است؛ این دانش، نام ها را از زوایای مختلف اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی و زبانی مطالعه کرده و با توجه به جنبه های مختلف، قلمروهای دلالتی گوناگونی را دربارۀ چرایی نام ها تبیین می کند. در خودِ قلمرو زبانی نیز می توان ساختار نام ها را از زوایای مختلف بررسی و تحلیل کرد. در پژوهش حاضر نام کتاب های اصلی و معروف در حوزه بلاغت را از منظر هسته معنایی، شفافیت و تیرگی به شیوه ای تحلیلی - توصیفی بررسی کرده ایم. نتایج پژوهش نشان می دهد در نام هایی که «بلاغت» کانون نام اثر است و نام دارای ساختار اضافی است، باید برخلاف رویة معمول در چنین تحلیل هایی، جزء دوم را هستة ترکیب تلقی کرد. این ویژگی در آثاری که «بدیع» در آن‌ها به کار رفته نیز دیده می شود، درحالی که در بسیاری از نام ها که مضاف الیه آن‌ها «شعر» است، هستة ترکیب، همان بخش اول آن‌ها است؛ به عبارتی، این اسامی از جمله نام های درون مرکز هستند. آنچه در این بررسی بسیار درخور توجه است، نام های عربی است که در ساختار آن‌ها جار و مجرور دیده می شود. می توان مواردی از این دست را در شمار نام های مرکب اضافی قرار داد. علاوه بر این موارد، در این حوزه، با نام هایی سروکار داریم که باید آن‌ها را فاقد هسته ای مشخص بدانیم. از منظر شفافیت و تیرگی باید گفت در نام کتاب هایی که ساختار اضافی دارند، اغلب مضاف الیه بر هسته یا به عبارتی کل ترکیب سایه افکنده و آن را تحت تأثیر قرار داده است؛ حتی در ترکیبات وصفی نیز اغلب واژهای یافت می شود که همه ساختار را متأثر کرده است. در مجموع در این اسامی واژگان «بلاغت»، «شعر»، «ادب» و «نظم» بسیار نمایان است، لکن به نظر می رسد هیچ یک از آن‌ها موجب شفافیت نام نشده اند، بلکه آنچه شفافیت نام را در پی داشته، زمینة موضوعی نام یا بافت موقعیتی آن بوده است.