از ضرورت علّی فاعلی تا تعینباوری غایتشناختی در متافیزیک اپسیلن، ثتا، لامبدا و اخلاق نیکوماخوسی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری فلسفه غرب دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jop.2024.371293.1006814چکیده
تشتت آرای موجود در مسئله اصل موجبیت، محصول یکبعدی نبودن آثار و مسیر تفکر ارسطو است. در اخلاق نزد ارسطو بهرغم وجود اصل کلی ضرورت، اما به اصل موجبیت به نحو متفاوتی از آثار منطقی، فیزیکی و متافیزیکی پرداخته شده است. فصل سوم از دفتر ششم متافیزیک بیانگر آن است که اگر پیدایش هر چیز به ضرورت نباشد، آنگاه مبادی و عللی وجود دارند که بدون قرار گرفتن در معرض سیر معیّن تکوین یا تباهی پدید میآیند و از میان میروند. ضروری نبودن همة امور سبب گشته برخی علل و مبادی، فاقد قوه یا دونامیس بهعنوان شرط لازم پیدایش و زوال باشند، و از اینرو پیدایش آنها اتفاقی باشد. نقشة راه نفی ضرورت اکید و مطلق در درون و ذات سلسلة علّی، توسل به امکان وجود چیزها یا رخدادهای عرضی و اتفاقی است. ارسطو به این منظور، راهبرد ضرورتِ وجود علل عرضی و اتفاقی یا بهاظهاری «ضرورت امر غیرضروری» را پیش میگیرد. پیشامد اتفاقی نیز برای حصول غایتی است و بهزعم فرده از دایرة پیشبینی قطعی خارج نیست. در این مقاله سعی بر تصویر سهم هر یک از علل فاعلی و غایی در ساختار علّی واقعیت از مجرای ضرورت علّی خواهد بود. نسبت میان علیت فاعلی و ضرورت و نیز مفهوم ضرورت علّی فاعلی در متافیزیک ارسطو بر اساس مفهوم قوای علّی قابل فهم است. اگر سلسله علّی را از آینده به گذشته تحلیل کنیم، غایتی که هنوز محقق نگشته، به حکم علیت غایی و تأثیر علّی، رویدادهای پیشین گذشته در سلسله علّی را به نحو متقن و پیشبینیپذیری موجَب و ضروری میکند. مآلاً در صدد اثبات آنیم که تفسیر فصل سوم متافیزیک اپسیلن با هر دو تحلیل ضرورت علل فاعلی و غایی بر اساس مفروضات متفاوت، سازگار است و چه استدلالهایی له جبر غایتشناسانه از جمله تقلید صناعت از طبیعت، ممکناند.