روابط سلطنت و خلافت: تحلیل گفتمان انتقادی نامههای طغرل و القائم
نویسندگان
1 دانشیار تاریخ دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه الزهرا، تهران، ایران ایران.
doi
10.22054/tssq.2025.71074.1355چکیده
با قدرتگیری سلجوقیان (حک:429ـ590 هـ.ق) در خراسان و شکست سلطان مسعود غزنوی در نبرد دندانقان (431هـ.ق) از ایشان فصل تازهای در تاریخ ایران گشوده شد. طغرل سلجوقی بلافاصله پس از نشستن بر تخت سلطنت در نیشابور، مکاتبات و روابط خویش را با خلیفه عباسی آغاز کرد. سلجوقیان برای کسب مشروعیت در حکومت به منشور و خلعت خلیفه نیاز داشتند. خلیفه بغداد در این هنگام القائم بود. در حالی که بغداد تحت سیطرهی آلبویه و مشوش روزگار میگذراند. طغرل و خلیفه در سه مرحله مهم مذاکره و مکاتبه داشتند: اول نامه نخستین سلجوقیان در سال 431هـ.ق بلافاصله پس از پیروزی در دندانقان، دوم هنگام سقوط بغداد و کودتای بساسیری در 449هـ.ق و سوم در ماجرای درخواست طغرل برای ازدواج با دختر القائم در 453هـ.ق. این مقاله در پی واکاوی روابط طغرل و خلیفه القائم است. روش تحقیق در این مقاله با تأکید بر رویکرد فرکلاف به تحلیل گفتمان انتقادی خواهد بود. از این رو به نظر میرسد اگرچه روابط طغرل با القائم با احترام آغاز و با کمک به خلیفه همراه شد؛ اما در نهایت به دشمنی و تضاد انجامید. خلیفهالله در برابر سلطان ظلّالله. در این کشمکش نقش ایرانیان دیوانسالار نیز پررنگ است. این دبیران بیشتر پایبند به شیوه ایرانی حکومت و فرّه ایزدی پادشاه بودند تا سنت خلافت اسلامی.