نقد، ویرایش و معرفتشناسی گواهی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22059/jop.2023.360991.1006784چکیده
رابطۀ مؤلف با تألیف از جهات مختلف حائز اهمیت است. بخشی از اخلاق پژوهش و نگارش که شامل بررسی انتحال یا سایهنویسی میشود، ناظر به همین موضوع است. استدلال میکنم که همسو با این ایده، ویرایش نیز ممکن است رابطة مؤلف با تألیف را مخدوش کند و خواننده را در موقعیت معرفتی نامناسبی قرار دهد. برای دستیابی به این هدف، از بحثهای معرفتشناسان دربارۀ گواهی کمک میگیرم. دربارة اعتماد به گواهی دیگران، دستکم دو دیدگاه عمده وجود دارد: 1. اینکه باید دلایل یا شواهدی ایجابی له اعتماد بیابیم؛ 2. اینکه کافی است دلایل سلبی علیه اعتماد مطرح نباشد. خواهیم دید که فارغ از اینکه کدام دیدگاه دربارۀ گواهی درست باشد، برای اعتماد به نقد کتابها (و نوشتههای انتقادی از این دست) مستلزم جستجوی دلایل له و علیه اعتماد به منتقد هستیم. مادامیکه ویرایش، این دلایل را حذف کند، بهلحاظ معرفتی موقعیت ما را تضعیف میکند و نمیتوانیم در قبال اعتماد به منتقد موضع مناسبی اتخاذ کنیم. در نهایت به یک اشکال میپردازم. شاید گفته شود همین نگرانی دربارة هر متنی صدق میکند و بنابراین، ویرایش که یک تالی فاسد به نظر میرسد، اصولاً بد است؛ اما ما توضیح میدهیم که لزوماً چنین نیست و نوشتههای انتقادی کوتاه ویژگیهای متمایزی دارند، گرچه مسائل مربوط به گواهی میتواند زمینهساز تأملات بیشتر دربارۀ اصل ویرایش باشد