تأسیس، شکوه و زوال حکومت‌مندی مکانیکی

نویسندگان

1 استادیار اندیشه سیاسی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

2 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

doi
10.22054/tssq.2025.67430.1245
چکیده

 حکومت‌مندی همان حکومت اندیشی است و به معنای فنون و راهبردهایی است که بر جمعیت در قلمروی جغرافیایی روی می‌دهد. منطق حکومت‌مندی سه دوره متافیزیکی، مکانیکی و کوانتومی را سپری کرده است. اندیشه سیاسی از ماکیاولی تا مارکس به دوره حکومت‌مندی مکانیکی تعلق دارد. در این مقاله حکومت‌مندی به معنای منطق حکومت و حکمرانی در سه سطح مبانی، نهادها و فنون موردتوجه قرارگرفته است و از تئوری فوکو و دین برای تفسیر متون استفاده‌شده است. روش مقاله کیفی و استفاده از پرسش‌های بحران اندیش توماس اسپریگنز است. این مقاله تأسیس، شکوه و زوال حکومت  مکانیکی را بررسی می‌کند. اندیشه‌های ماکیاولی، هابز و اصحاب قرارداد اجتماعی در قالب حکومت‌مندی مکانیکی صورت‌بندی و تأسیس شد و با کوشش‌های فکری مونتسکیو، کانت، هگل، میل و دیگران به شکوفایی رسیده بود، در برابر تندباد حوادث با بحران‌هایی روبرو شد و با واکنش اندیشمندانی مانند مارکس و در قرن بعدی نوزیک، هابرماس (و منتقدان پسا مدرن) روبرو گردید که به طرح فنونی بدیل در جهت رهایی از تنگناها پرداختند.  قرون جدید و عصر اطلاعات و تکثیر منابع قدرت، جهان به زوال حکومت‌مندی مکانیکی و برآمدن فازی دیگر از حکومت‌مندی نزدیک گردید. در تمام مقاله مبانی، نهادها و فنون حکومت‌مندی مکانیکی تحلیل می‌گردد. مقاله نشان می‌دهد حکومت مکانیکی با لویاتان هابز شکل گرفت و پس از مواجهه با بحران‌های متعدد توسط فیلسوفان آسیب‌شناسی، دارای چشم‌انداز و راه‌کارهای اصلاحی گردید. مقاله تکوین و تحول حکومت‌مندی مکانیکی را تحلیل می‌کند.