نقد و بررسی کنش‌های گفتاری جملات پرسشی در قصاید سلمان ساوجی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.22091/jls.2022.8201.1399
چکیده

پژوهش حاضر کنش‌‌های گفتاری در پرسش‌‌های قصاید سلمان ساوجی را به روش توصیفی-تحلیلی کاویده ‌است. یافته‌‌های پژوهش نشان می‌‌دهد میان زبان سلمان و اندیشۀ وی پیوندی منسجم برقرار است؛ یعنی شاعر با توجّه به موقعیّت مخاطب و وجهۀ او، از زبانی متناسب با جایگاهش استفاده می‌‌کند. سلمان در قصیده، بیشترین پرسش‌‌ها را در کنش اظهاری به کار برده است. شاعر نخست، در پی اقناع مخاطب و جلب مشارکت و تأیید وی است و برای بیان عقاید خویش و کسب تأیید و موافقت ممدوح از این پرسش‌‌ها بهره می‌‌جوید؛ دوم، در پی اغراق، برجسته‌‌سازی و مؤکد کردن محتوای کلام است که با بافت قصیده، توصیف‌‌ها، اغراق‌‌ها و ستایش‌‌های خیال‌پردازانۀ چکامه‌‌های مدحی تناسب دارد. سلمان در کنش ترغیبی به منظور رعایت جنبۀ تعلیمی کلام و نیز حفظ شأن والای ممدوح، از طرح مستقیم خواستۀ خویش اجتناب می‌‌کند تا از طریق تضعیف معنای الزامی و توبیخی کلام، با مخالفت کمتری مواجه شود. کنش‌‌های عاطفی معمولاً مفاهیمی نزدیک و درهم‌‌آمیخته دارند. این قرابت مفهومی موجب ایجاد شبکه‌‌ای گسترده از مفاهیم درهم تنیده یا «هاله‌‌های مفهومی» می‌‌شود تا از طریق تقویت غنای عاطفی کلام، احساس مخاطب را در خوانش متن درگیر کند و تأثیر دلخواه را بر وی بگذارد. کلام گوینده در کنش تعهدی، صریح و بدون ابهام است؛ لذا با توجّه به ویژگی چندلایه بودن متون ادبی این کنش در شعر جایگاه چندانی ندارد.