نقد و ارزیابی مدل توسعه اقتصادی در دوره رضاشاه؛ با تأکید بر نظریه دولت توسعه‌گرا

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 استادیار معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، بوشهر، ایران

doi
10.22054/tssq.2025.69462.1289
چکیده

   در ارتباط با توسعه اقتصادی در دولت پهلوی اول، دو دیدگاه وجود دارد. برخی آن را تحولی اساسی می‌دانند. در حالی بسیاری از پژوهشگران معتقدند که در دولت رضاشاه تحولی عمیق در حوزه اقتصاد و صنعت به وجود نیامد. هرچند در ظاهر شکلی از نوسازی اقتصادی رخ نمود. در این میان، یکی از نظریاتی که می‌تواند دگرگونی‌های اقتصادی در آن دوره را مورد ارزیابی قرار دهد، نظریه دولت توسعه‌گراست که این مقاله تلاش می‌کند با استعانت ممکن از مفروضات این نظریه، آن را در ارتباط با فعالیت‌های صنعتی و اقتصادی دوره رضاشاه به آزمون بگذارد. بر این اساس سؤالی که این پژوهش درصد پاسخ‌گویی به آن برآمده این است که تحولات اقتصادی در دوران رضاشاه چه نسبتی با نظریه دولت توسعه‌گرا داشته است؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد اگرچه، به ظاهر برخی از عناصر این نظریه از جمله بوروکراسی کارآمد، ضعف جامعه مدنی، تأسیس ارتش دائمی و برخی نخبگان توسعه‌گرا بر رویکردهای سیاسی و اقتصادی آن دوره منطبق است، اما در حقیقت فقدان نهاد برنامه‌ریز توسعه، عدم همکاری دولت با طبقات اجتماعی، محیط نامساعد بین‌المللی، حذف نخبگان توسعه‌گرا و جایگزینی آن‌ها با نخبگان غیر توسعه‌گرا در کنار بی‌اعتنایی رضاشاه به برخی اقدام لازم برای توسعه مانند اصلاحات ارضی که به مثابه زیرساخت تحقق توسعه محسوب می‌شود مبین آن است که نسبتی حقیقی بین این نظریه و تحول اقتصادی در آن دوره، وجود ندارد. روش این مقاله کیفی و اطلاعات لازم از منابع اصیل مانند خاطرات گردآوری شده است.