صورت‌بندی اخلاق و تربیت خانواده در فلسفۀ منسیوس

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم سیاسی، پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه «حوزه» و «دانشگاه»، قم، ایران

doi
10.22059/jop.2023.354031.1006768
چکیده

چین باستان سرزمین فلسفه و حکمت عملی است که محور عمدۀ آن، خانواده، به‌مثابۀ دولت کوچک و اتصالش به ساحت اجتماع است. منسیوس در فلسفه‌ورزی به پیوستگی فرد، خانواده و حکومت معتقد است و رابطه‌ای خطی میان آ‌نها می‌بیند. این مقاله بر پایۀ چارچوب نظری پارادایم در پاسخ بدین پرسش که بنیادها و رویکردهای اخلاق و تربیت خانواده در فلسفۀ چین باستان و به‌طور خاص منسیوس چیست، این فرضیه را پیش می‌کشد که منسیوس در دستگاه فکری کنفوسیوسی، اما با نوآوری به طرح پارادایم (الگو) خود پرداخته و در پرتو آن، رویکردی معنوی‌تر در تحلیل اخلاق و تربیت، قواعد اخلاقی، شبکۀ نظام اخلاقی و فضیلت‌های نظام خانواده داشته است. او رویکرد متافیزیکی قوی‌تر و شفاف‌تر و تأکید بسیار بر نیک‌سرشتی انسان دارد که در مباحث تربیتی و اخلاقی بسامد و اثرگذاری بسیار دارد. از دیدگاه وی روابط میان زن و شوهر، آغاز تمامی روابط انسانی است و سهم عمده‌ای در آرامش اجتماع دارد. از نظر منسیوس الفت میان زن و شوهر، رفتار مهربانانه با کودکان، تقسیم کار و تداوم خدمت به والدین پس از مرگ، اضلاع مهم خانواده است. رفتار حکومت به‌گونه‌ای که مردم به‌آسانی بتوانند خانواده تشکیل دهند؛ ارتباط میان مهربانی با کودک و وظیفه‌شناسی او و نظم در مملکت؛ تعیین امور داخلی توسط زن و امور کاری توسط شوهر؛ پدر سخت‌گیر و مادر مهربان؛ علنی‌نکردن اشتباهات والدین؛ و عشق و محبت درجه‌بندی‌شده با اولویت خانواده؛ یافته‌های پژوهش است.