استعاره در اشعار کودکانۀ محمود کیانوش و سلیمان العیسی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 کارشناس ارشد رشته ادبیّات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور تفت، یزد، ایران

doi
10.22091/jls.2021.6504.1308
چکیده

محمود کیانوش «پدر شعرکودک ایران» یکی از شاعران معاصر است که اشعاری ساده و بی‌پیرایه می‌سراید. شعر او بازتاب اندیشه‌ها و تأملات وی در پیوند و ارتباط ذاتی انسان و طبیعت است. کیانوش شاعری است که ذهنش سرشار از مسائل مردم است. از میان آثار کیانوش 8 کتاب مخصوص شعر برای کودکان و نوجوانان است که عبارتند از: «زبان چیزها»، «طوطی سبز هندی»، «نوک طلایی نقره بال»، «باغ ستاره‌ها»، «بچه‌های جهان»، «طاق هفت رنگ»، «آفتاب خانه‌ ما»، «شعر به شعر». اشعار کیانوش را از نظر سطح ادبی می‌توان قوی‌ترین نمونۀ اشعار به حساب آورد. صورخیال به خصوص تشبیه، استعاره و تشخیص، بن مایۀ اشعار او را تشکیل می‌دهند. سلیمان عیسى از شاعران برجستۀ سوری است که موضوع غالب اشعار او دربارۀ وطن و حس قومی است. او بخش زیادی از قصایدش را به کودکان و به‌خصوص کودکان زجر کشیده عربی سروده است. او از صورخیالی استفاده می‌کند که به سادگی در ذهن کودک رسوخ کند؛ به‌خصوص از جهت انواع استعاره‌‌های اسمی، فعلی، مُصرحه و مکنیه. در این مقاله سعی بر این است که اشعار کودکانه دو شاعر فارس و عرب (محمود کیانوش و سلیمان العیسی) از دیدگاه استعاره تحلیل و بررسی گردد.