امکان سنجی اجرای پروژههای انتقال آب بینحوضهای در ایران (مطالعۀ موردی: طرح انتقال آب بهشتآباد-فلات مرکزی)
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهیدبهشتی
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی
3 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jhgr.2018.248156.1007603چکیده
به دلایل تبعات و پیامدهای منفی بسیاری که در طرحهای انتقال بینحوضهای وجود دارد، تجربههای گوناگون کشورها نشان داده است که در صورت وجود طرحی بهتر و جایگزین، استفاده از این طرحها بهعنوان یک روش در اولویت آخر قرار دارد. ایران کشوری نیمهخشک است که بهدنبال خشکسالیهای پیدرپی و تغییرات اقلیمی، همواره درگیر معضلات کمآبی بوده و خواهد بود. معضلات ناحیة حکمرانی آب و مدیریت نامطلوب نیز مزید بر علت شده است. با وجود این، کشور ایران بهمراتب سابقة استفاده از طرحهای انتقال بینحوضهای آب را دارد. «بهشتآباد» عنوان یکی از طرحهای بزرگ انتقال بینحوضهای محسوب میشود که قرار است آب را از زیرحوضة کوهرنگ و بهشتآباد استان چهارمحال و بختیاری به داخل فلات مرکزی ایران (اصفهان، یزد و کرمان) انتقال دهد. این طرح در کشوقوس قانونگذاریها و تحتفشار افکار عمومی استانهای مبدأ (خوزستان، چهارمحال و بختیاری و گاهی لرستان) و نمایندگان این استانها در مجلس، علیرغم تصویب در شورای عالی آب هنوز اجرا نشده است. بیشتر کارشناسان معتقدند اجرای این طرح، بهطور خاص پیامدهایی منفی بر استانهای مبدأ و بهطور عام بر امنیت ملی دارد. کنشگریهای سیاسی، چالشهای امنیتی (درگیریهای قومی)، تنشهای اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی حاصل از مطالعهنکردن و امکانسنجی نادرست طرح، از جمله مسائلی هستند که توجیهپذیری اجرای آن را ناموجه جلوه میدهند.