تبیین تفکر ژئوپلیتیکی در سیاست خارجی روسیه
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران
2 دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
3 استاد دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
4 استاد دانشکدة جغرافیا، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhgr.2019.267413.1007797چکیده
با پایان جنگ سرد، ملاحظات جغرافیایی و ژئوپلیتیکی که در طول تاریخ در ایجاد امپراتوری روسیه و سپس بر سیاستهای شوروی سایه افکنده بود، بر سیاستهای فدراسیون روسیه نیز تأثیرگذار است؛ سیاستهایی که با از دست دادن پهنة قابلتوجهی از سرزمینهای خود و موقعیت ابرقدرتی در ساختار نظام دوقطبی همچنان بهعنوان یک قدرت منطقهای بازیگری میکند. بهدنبال فروپاشی شوروی که پوتین رئیسجمهور روسیه آن را «فاجعة ژئوپلیتیکی قرن بیستم» نامید و جابهجاشدن مرزهای جغرافیایی روسیه، موجی از اندیشههای ژئوپلیتیکی و اوراسیاگرایی مبتنی بر احیای قلمروی امپراتوری روسیه و همچنین اندیشههای روسگرایی و روسبودگی متمرکز بر حوزة سرزمینی، در طیف متنوعی در روسیه به راه افتاد. همچنین بحث احیای تمدن اوراسیایی در میان روشنفکران روسی مطرح شد. سیر تحولات اندیشة سیاسی در روسیه بهطور چشمگیری ملهم از جریانهای ژئوپلیتیکی است و هماکنون نیز در گردونة سیاسی این کشور از تفکرات رایج و قابلتحلیل قلمداد میشود. این نوشتار با واکاوی تفکرات و رویکردهای ژئوپلیتیکی در میان نخبگان سیاسی روسیه درمییابد با وجود اینکه نمیتوان هیچ دیدگاه و تفکر مسلطی را در رویکرد سیاست خارجی روسیه عنوان کرد، نگرشهای ژئوپلیتیکی همچنان بر سیاستهای کلی این کشور در محیط پیرامونی و منطقهای تأثیرگذار است. بیتردید این امر در فهم رفتار خارجی روسیه و تأثیر آن بر سیاستگذاری و سیاستپژوهی جمهوری اسلامی ایران نیز اهمیت فراوانی دارد. از آنجا که بنیان تفکرات ژئوپلیتیکی در روسیه بر حوزة اوراسیایی و تمدن اوراسیایی متمرکز است، چارچوب نظری اصلی در این مقاله، مبتنی بر رویکرد ژئوپلیتیک سنتی و منطبق بر نظریة هارتلند مکیندر با محوریت اوراسیا تنظیم شده است.