واکاوی شهود مقولی در پژوهشهای منطقی هوسرل
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفۀ اسلامی، دانشکده ادیان و معارف اسلامی، دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jop.2022.349213.1006746چکیده
هوسرل در پژوهش ششم از پژوهشهای منطقی، دربارۀ «شهود مقولی» بحث کند. در شهود مقولی با اضافهای فوق بر ادراکات حسی مواجهایم که در مرحلۀ انتقال ادراک حسی به گزارهای، محمولی بدان افزوده میشود. مسئلۀ مقالۀ حاضر، تبیین جایگاه شهود مقولی و نسبت آن با ادراک از نظرگاه هوسرل در پژوهشهای منطقی اوست. ضرورت و اهمیت این مسئله آن اندازه است که میتوان آن را شالوده و سنگبنای پدیدارشناسی و هر نظریۀ شناخت آینده دانست و حتی هایدگر آن را یکی از چهار موضوع اصلی پدیدارشناسی هوسرل برمیشمرد. روند بحث با توضیح تفاوت «ادراک»، «شهود»، «ابژه» و «پُرشدگی» آغاز میشود. سپس با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی رابطۀ شهود مقولی با عناصر مقولی تفکر، تقابل افعال بسیط و مقولی، مراحل افعال در شهود مقولی تألیفی، نقش مهم احساس در شهود مقولی و در کنار شهود مقولی تألیفیْ، شهود ایدتیک بررسی خواهد شد. یکی از دستاوردهای این نوشتار، شرح مراحل سهگانۀ شهودهای مقولی تألیفی است: ادراک بسیط ابتدایی از کل، ادراکات تقسیمکننده به اجزای کوچکتر، و التفات تألیفی مقولی بالفعل. نوآوری این نوشتار در این است که از نظر هوسرل ما همانطور که از ابژههای حسی شهود داریم، شهود عقلی و شهود مقولی نیز داریم.