تبیین نقش آسیای جنوب غربی در آیندۀ نظام اقتصاد جهانی

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران

2 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران

3 استادیار گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

4 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه اصفهان

5 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران، پردیس البرز

doi
10.22059/jhgr.2019.277892.1007883
چکیده

آسیای جنوب غربی خاستگاه تمدن‌ها و مفصل اجزای جزیرة جهانی است. این منطقه از آغاز دوران وستفالیایی با ترسیم نخستین مرز به معنای مدرن میان فلات ایران و جلگة بین‌النهرین تجزیه شد. سپس تصور سلطه بر جهان با تسلط بر هارتلند این منطقه را به کانون منازعه و بی‌ثباتی تبدیل کرد، اما تحولات قرن بیستم این واقعیت را نشان داد که سلطة هژمونیک یک یا چند قدرت برتر بر هارتلند جهانی به معنای سلطه بر جهان و امکان تحمیل راهبرد جهانی به دیگران نیست. اکنون با توجه به ویژگی‌های دوران جهانی‌شدن و دیدگاه سیستمی، پرسش اصلی این است که چه ارتباطی میان آیندة سیستم جهانی و سامان‌دهی و تبدیل این منطقه به کانون تعامل دیالکتیک وجود دارد؟ پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر به شیوة گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و اسنادی و با مبنا قرار دادن نظریة والراشتاین و دیدگاه سیستمی کوهن به‌دنبال ارزیابی این فرضیه است که تبدیل منطقة آسیای جنوب غربی به کانون تعامل دیالکتیک مناطق ژئوپلیتیک از لوازم پاسخ‌گویی به چالش‌های دوران گذار ژئوپلیتیکی است و همگرایی این منطقه با منطقة یورومدیترانه بر آیندة نظام ژئوپلی‌نومیک جهانی و کاهش فاصلة آن با نظام حقوقی مؤثر خواهد بود. در این زمینه ناحیة ایکیومنیک چابهار-گوادر اکنون به‌عنوان کانون تعامل بر محور کریدورهای اقتصاد جهانی و جادة جدید ابریشم بسیار مدنظر قرار گرفته است و نواحی ایکیومنیک رأس خلیج‌فارس و خلیج اسکندرون نیز در آینده می‌توانند نقشی عمده داشته باشند.