بررسی امکان استفاده از گیاه حامل به منظور افزایش پارازیتیسم شته جالیز، توسط زنبور پارازیتوئید Lysiphlebus fabarum
نویسندگان
1 گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
3 گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
4 گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران،
doi
10.22092/bcpp.2018.119382چکیده
شناخت و ترجیح میزبان در پارازیتوئیدها بهطور عمده تحت تأثیر شایستگی کسب شده توسط نتاج قرار میگیرد. این ویژگیهای رفتاری از این منظر در مهار زیستی مهم هستند که میزبانهای مستقر روی علفهای هرز مجاور محصول بهعنوان یک منبع ذخیره برای پارازیتوئیدها، میتوانند در سیستم گیاهان حامل بکار گرفته شوند. در این مطالعه در شرایط آزمایشگاهی امکان استفاده از سیستم گیاهان حامل؛ گیاهان باقلای آلوده به شته سیاه باقلا (Aphis fabae Scopoli)، بهمنظور کنترل شته جالیز، Aphis gossypii Glover توسط زنبور پارازیتوئید Lysiphlebus fabarum (Marshall)(Braconidae: Aphidiinae) روی گیاهان خیار مورد بررسی قرار گرفت. در ابتدا جمعیت همسن از زنبور روی این دو گونه شته تشکیل شد و با معرفی جداگانه هر زنبور به ظروف پتری تهویهدار محتوی 15 پوره سن دوم شته سیاه باقلا و 15 پوره سن دوم شته جالیز، تأثیر گونهی شته میزبانی که والدین و نتاج در آنها پرورش یافتند، روی شایستگی زنبورهای ظاهر شده بررسی شد. مطابق نتایج، درصد پارازیتیسم زنبور روی شته جالیز بهطور معنیداری بیشتر از شته سیاه باقلا بود، همچنین زنبورهای ماده پرورش یافته روی شته جالیز بهصورت معنیداری بزرگتر از مادههای پرورش یافته روی شته سیاه باقلا بودند. نتایج نشان میدهد کاهش ترجیح شته سیاه باقلا (میزبان جایگزین) توسط زنبور L. fabarum ، میتواند منجر به افزایش پارازیتیسم شته جالیز (شته آفت) شود.