ایدئولوژی بهمثابۀ علم ایدهها؛ مواجههای ریکوری با دستوت دوتراسی و طرح معرفتشناسانۀ او برای علمی جدید
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jop.2022.340584.1006707چکیده
این مقاله درصدد پرتو افکندن بر این پرسش است که «آیا مفهومی علمی از ایدئولوژی میتواند وجود داشته باشد؟» پرسش مذکور که عنوان مقالهای از پل ریکور هم هست، در پی مواجههای پدیدار شناختی با ایدئولوژی و به تعلیق درآوردن تعاریف رایج آن صورتبندی شده است و وارسی آن به این خروجی منجر شده است که از طریق بهکاربستن شعار دشوار و موردعلاقۀ پدیدارشناسی یعنی «بازگشت به خود چیزها» و ساختگشایی از منطق واضع ایدئولوژی، دستوت دوتراسی، میتوان امکان مفهومپردازی ایدئولوژی، نه بهعنوان یک علم، بلکه بهمثابۀ یک روش را فراهم ساخت. در مقاله بحث شده است که در صورت فراهم شدن چنین امکانی، گامی برای عبور از دوگانه تفسیر و تغییر یا پژوهش نظری و پژوهش کاربردی برداشته خواهد شد. مقاله پس از فراهم آوردن شرح و تحلیلی از دیدگاههای دستوت دوتراسی دربارۀ عناصر ایدئولوژی، تقدم ایدئولوژی بر علوم دیگر و پروژۀ بیکنیِ او برای بازسازیِ فهم انسان و طبیعت، میراث او را در بخش ملاحظات پایانی، داوری کرده و به این نتیجه رسیده است که اگر ایدئولوژی نه به معنای «تحلیل ایدهها»، یا «وارسی خاستگاه ایدهها» به نحو کلی، بلکه به معنای «تحلیل ایدههای سلطه یافته» فهم شود، میتواند در جهت عبور از دوگانه تفسیر و تغییر به کار گرفته شود. در قسمت مذکور ایدئولوژی دارای سه رکن اصلی دانسته شده است: الف) معاصر بودن در سنت فلسفی- علمی شناخت؛ ب) نقد ایدههای سلطه یافته و؛ ج) برآمدن بدیلهای نسبی. این سه رکن در پیوند با یکدیگر، از ایدئولوژی معرفتی میسازد در جوهر متفاوت با معارف دیگر که کار آن تفسیر و تغییر همزمان است؛ خصلتی که منحصر به ایدئولوژی و بعدها پدیدارشناسی انتقادی است.