جملههای مرکب در مثنوی و تبیین الگوهای دستوری و روابط معنایی و منطقی آنها
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22091/jls.2021.6350.1295چکیده
ترکیب، همیشه در دستور زبان با چالشهایی همراه بوده است. اختلافنظر در تقسیمبندی ساختمان واژگان و جملهها نیاز به توضیح ندارد. هدف از این مقاله، شناخت جملههای مرکب و آشنا شدن با ساخت و اقسام جملههای مزبور است که از این رهگذر یکی از عناصر انسجام مثنوی به نام روابط معنایی منطقی هویدا میشود. کتابهای دستور زبان هنگام مطالعۀ ساختمان جمله، در توضیح و تبیین جملۀ مرکب نظرهای متفاوتی ارائه کردهاند. تقسیم اینگونه جملهها به «همپایه» و «مرکب»، باعث ایجاد ابهام شده است. عدهای، جملههای مرکب را منحصر به جملههای مرکب وابسته میدانند و مرکب دانستن جملههای پیوسته را نپذیرفتهاند؛ این مقاله با بررسی پیشینۀ تعاریف و بحثهایی دربارۀ جملۀ مرکب، دیدگاههای مزبور را نقد و ساخت دستوری جملههای پیوسته و وابسته را در مثنوی تبیین مینماید و نیز انواع تازهای از جملههای پیوسته را به تقسیمبندیهای پیشین میافزاید. روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی از نوع توسعهای و مطالعۀ موردی است. جامعۀ هدف، شش دفتر مثنوی بوده و دادهها بر اساس مطالعات کتابخانهای گردآوری شده است. نتیجه، اینکه وضعیت و جایگاه جملههای مثنوی را از هر حیث میشناساند و به نفع زبانشناسی و بلاغت به پایان میرساند. نگارنده تصویری دقیق و توصیفی درزمانی، از جملههای مثنوی فراهم نموده و گزارش معناداری از ویژگیهای زبانی آن ارائه مینماید و سعی میشود نکتههای بدیع و نویی مثل ساخت نحوی و صرفی و اقسام جملههای مثنوی ارائه کند. در ضمن بسیاری از بخشها را آنقدر تکرار کند تا به نتیجهای منطقی دست یابد.