غربت کنایه در پژوهشهای مکتب وقوع
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
doi
10.22091/jls.2020.5936.1254چکیده
حقیقتنمایی در کنار بیان رفتارهای عاشق و معشوق، رکن رکین مکتب وقوع است. بیشتر پژوهشهایی که در زمینۀ بررسی مختصات ادبی این مکتب و طرز واسوخت انجامشده، در کنار اشاره به «سادگی و روانی زبان» به «عدم استفاده از شگردهای بلاغی» نیز اشاره کردهاند. از آنجا که کشف و توضیح چگونگی یک موضوع و پدیده، رسالت تحقیقاتِ توصیفی است، این مقاله به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانهای نوشته شدهاست و میکوشد تا حضور گسترده و نقش مؤثر صناعت بیانی کنایه را در بازنمایاندن حالات وقوعی نشان بدهد و این خود نقیضِ فرضِ رایج در مطالعات مکتب وقوع است. حدود پژوهش، مطالعاتی است که در حوزۀ مکتب وقوع انجام شده، امّا به عنصر بیانی کنایه توجّه نکردهاند؛ خاصه کنایههای موجود در کتاب صد سال عشق مجازی. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شگرد کنایه نقش مهمّ و بایستهای در آفرینش تصویرهای مکتب وقوع دارد و حضور گستردۀ این صناعت در شعر وقوع نهتنها منافاتی با زبان سادۀ این مکتب ندارد، بلکه به دلیل ماهیت کوچه و بازاری و مردمی بودنش، سبب روانی و سادگی زبان شعری وقوع نیز میگردد.