کارکردهای محتوایی و زیبایی‌ شناختی گل‌‌ها و گیاهان در اشعار حسین منزوی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه بیرجند، خراسان جنوبی، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه بیرجند، خراسان جنوبی، ایران

doi
10.22091/jls.2020.5484.1228
چکیده

علاقه به گل‌ها و گیاهان و استفاده از عناصر طبیعی در شعر به دورة خاصی تعلق ندارد. اغلب شاعران کوشیده‌اند تا با استفاده از پدیده‌های طبیعی و ترکیبات تازه‌ای که خلق می‌کنند به مفاهیم و اندیشه‌های مورد نظرشان بپردازند اما گرایش به طبیعت و گل‌ها و گیاهان در شعر کلاسیک با شعر معاصر تا حدودی متفاوت است؛ در شعر معاصر تجلّی طبیعت و گل‌ها و گیاهان با خصوصیات متعددی از جمله: سنّت‌‌شکنی، زبان جدید، جهان‌بینی ویژه و... همراه است. حسین منزوی (1383-1325ه.ش) از شاعران پر مخاطب معاصر، با نگرش تازه و با زبانی نو به طبیعت و پدیده‌های آن پرداخته‌است. وی از شاعران رمانتیک و تأثیرگذار دورة معاصر است که برخوردی عینی و هوشمندانه با انسان، اجتماع و طبیعت اطرافش دارد و هر چه از دوران آغازین شعر او فاصله می‌گیریم نوع بهره‌مندی او از طبیعت و عناصر طبیعی، ژرف‌تر و ساختارمندتر می‌شود و شعر احساساتی و عاشقانة آغازین شاعر به سوی اشعار اجتماعی و سیاسی ارتقا می‌یابد و از این‌رو واژگان، تصاویر و ترکیبات جدیدی را خلق می‌کند. هدف از این پژوهش توصیفی- تحلیلی، بررسی کارکردهای گل‌ها و گیاهان در اشعار حسین منزوی است. نتیجة تحقیق نشان می‌‌دهد که منزوی با نگرش و بیان خلّاقانه و بسامد قابل توجهی از گل‌ها و گیاهان به عنوان نقش‌مایه و نماد چند معنایی و محور ساختاری تصاویر بلاغی در جهت بیان اندیشه‌های شاعرانه، زیبایی شعر، هماهنگی و تناسب بخشیدن به اجزای کلام استفاده نموده که این امر توسعة زبانی و محتوایی را برای شاعر فراهم ساخته‌است.