مطالعۀ انتقادی نظریههای غربی قانون طبیعی در آخرین مرحلۀ احیای آن در دورۀ پساتجدد
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه حقوق، گروه حقوق و فقه اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
doi
10.22059/jop.2022.335998.1006679چکیده
سومین و آخرین مرحلۀ احیای اندیشه غربی قانون طبیعی در دورۀ پساتجدد از سومین دهه پایانی قرن بیستم با توجه فیلسوفان و حقوقدانان به مسئله حقوق بشر شروع شد. در این مقاله آخرین نظریههای غربی قانون طبیعی درخلال دو گفتار تبیین و ارزیابی شدهاند. گفتار نخست اندیشه غیرنوتومیستی قانون طبیعی را در آن دوره بررسی کرده است. در این راستا، فولر نظریه اخلاقی بودن درونی قانون را مطرح کرد. یکی از اشکالات نظریه او آن است که اخلاقی بودن درونی قانون چیزی بیش از ابداع لفظ نیست. دورکین که طرفدار نظریههای تفسیری قانون بود، همواره نظریههای معنایی (سمانتیک) را نقد میکرد. افزون بر آنکه لازمه سخن او تن دادن به نسبیت گرایی در جهان حقوق و اخلاق است، نظریه او در مورد آن دسته از کارهای بشر که دربارۀ آنها قانون موضوعه وجود ندارد، ناصحیح است. گفتار دوم نظریه فینیس را به عنوان جدیدترین خوانش نوتومیستی قانون طبیعی ارزیابی کرده است. او پنج ویژگی خیرهای اصیل را بداهت، ذاتی بودن، عدم ارتباط آنها با یکدیگر، تساوی آنها در اهمیت و بیارتباط بودن آنها با هستها میداند. نظریه فینیس کاستیهای گوناگون دارد، از جمله اینکه هیچیک از این اوصاف خصوصیتهای خیرهای اصیل نیستند. روش تحقیق دراین مقاله روشی ترکیبی(نقلی-عقلی-انتقادی) است.