تحلیل و مقایسه‌ بینامتنیّت در اشعار ابتهاج، حسین منزوی، شفیعی‌کدکنی و قیصر‌ امین‌پور

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه

doi
10.22091/jls.2020.5958.1256
چکیده

بینامتنیّت از تئوری‌های جدید در متن‌شناسی ادبی است. طبق این نظریه، هیچ متنی مستقل نیست و متون همواره در رابطۀ بینامتنی با هم هستند و در درون یک ساختار، با هم گفتگو دارند. کشف رابطه بینامتنی، در خوانش متن و معنایابی، اهمیّتی ویژه دارد. شاعران معاصر زبان فارسی نیز رابطۀ بینامتنی گسترده‌ای با متون و اشعار گذشته دارند و هر کدام در چارچوب خاصی به رابطۀ بینامتنی با گذشتگان و معاصران پرداخته‌اند. در پژوهش حاضر، رابطۀ بینامتنی ابتهاج، منزوی، شفیعی‌کدکنی و امین‌پور، به صورت مقایسه‌ای مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. برای این منظور، نخست، رابطۀ بینامتنی همزمانی و درزمانی این شاعران، مورد پژوهش قرار گرفته و کم و کیف رابطۀ بینامتنی درزمانی و همزمانی این شاعران آشکار خواهد شد. در گام دوم، اشعار این شاعران از جهت صریح بودن، غیر صریح بودن و ضمنی بودن بینامتنیّت و شیوه‌هایی که هر کدام در اشاره به پیشامتن‌ها برگزیده‌اند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در پایان نیز، دخالت جهان‌بینی هر کدام از این شاعران در حوزۀ روابط بینامتنی ‌با شاعران و متون گذشته به شکلی مقایسه‌ای مورد مطالعه قرار می‌گیرد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان از رابطۀ گستردۀ بینامتنی درزمانی ابتهاج و منزوی و رابطۀ متعادل درزمانی و همزمانی شفیعی‌کدکنی و قیصر‌امین‌پور دارد. شفیعی‌کدکنی و امین‌پور حساسیّت بیشتری در ذکر منابع بینامتنی، به طرق مختلف داشته‌اند و منزوی و ابتهاج به این امر کم توجّه بوده‌اند. نگرش‌ها و تمایلات فکری هر کدام از این شاعران نیز در روابط بینامتنی آن‌ها موثر بوده‌است.