نقد کهن‌‌الگویی پس از یونگ

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات انگلیسی دانشگاه یاسوج

doi
10.22091/jls.2020.5383.1224
چکیده

پژوهش حاضر به شکل نظری به بررسی ابعاد نقد کهن‌‌‌‌الگویی یا یونگی می‌‌پردازد. نقد کهن ‌‌الگویی تاکنون یافتن ریشه‌‌های مشترک و در عین حال ناخودآگاه انسانی، بدون در نظر گرفتن عنصر زمان و مکان در آثار ادبی تعریف می‌‌شده‌است. آنچه از نقد کهن‌‌‌‌الگویی به ذهن متبادر می‌‌شود، دیدگاه سنّتی و روش پیروان سنّتی یونگ است که در ایران این قضیه به دلیل کمبود دسترسی به منابع دست اول یا ترجمۀ کافی، نمود بیشتری پیدا می‌‌کند. تلاش پژوهشگر حاضر، مطالعۀ نظرات بزرگان روانشناسی تحلیلی و پسایونگی است. با بررسی دیدگاه‌‌های منتقدان، ابعاد مختلف رویکرد کهن‌‌‌‌الگویی مشخص شده و نتیجه گرفته می‌‌شود که این رویکرد برخلاف آنچه در کاربرد آن در ادبیّات دیده می‌‌شود نسبی، سیال، فردی و وابسته به شرایط است. بنابراین پژوهشگران علاقه‌‌مند به نقد کهن‌‌‌‌الگویی لازم است در ابتدا با معانی دقیق مفاهیم آشنا شوند و پس از آن اقدام به کاربرد این رویکرد در ادبیّات کنند.