تحول پارادایمیک مفهوم دولت در ایران معاصر: از امیرکبیر تا ملکم
نویسندگان
1 استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دکتری علوم سیاسی گرایش مسایل ایران دانشگاه مفید، قم، ایران
doi
10.22054/tssq.2024.55774.997چکیده
نوشتار حاضر، میکوشد با بهرهگیری از نظام مفاهیم راینهارت کوزلک آلمانی، ظهور مفهوم نوین دولت در دهههای نخست سلطنت ناصرالدین شاه را بکاود. ما با مفهوم ثابت و منجمدی به نام دولت روبرو نیستیم، زیرا این مفهوم بخصوص در زمان آستانهای، با لایههای معنایی ناهمگونی انباشته شده و تاریخیت آن مضامین، تاریخی و سیال بودن مفهوم دولت را ساخته و مناقشه آمیز بودن آن، تنازع میان حامیان و حاملان مفاهیم را تولید میکند. در پاسخ به پرسش از زمان تاریخی ظهور مفهوم نوین دولت در ایران معاصر، میتوان مدعی شد که با امیرکبیر، مفهوم دولت تا آستانه تحول پارادایمی پیش رفت، اما سختجانی لایههای سختجان مفهوم دولت و نیروهای حامل آنها، مانع از ظهور کامل چنان پدیدار نوظهوری در آن مقطع تاریخی شد. با وجود این، گام نخست و اساسی در تحول پارادایمیک مفهوم دولت در آن عصر را امیرکبیر با زبانِ عملِ دولتمردیاش برداشت و گام دوم و تاریخساز را میرزا ملکمخان. وجه مشترک این دو بنیانگذار، گذر از اسطوره وجود حسی و «شخص» پندارانه دولت، و تأکید و تمرکز بر وجود معقول و غیر شخصی دولت است که خود را در قالب «دولت مطلقه دیوانسالار» و «دولت منتظم» پدیدار ساخت.