سنت جمهوریخواه و اصل حداقل بودن حقوق جزا از دیدگاه پتیت و برایتویت
نویسندگان
1 دکتری حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد حقوق جزا و جرمشناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/tssq.2024.57112.1030چکیده
این نوشتار بر آن است با بررسی یکی از سنتهای دیرپای موجود در فلسفه سیاسی غرب، یعنی سنت جمهوریخواه، مبانی و اصولی را بیان کند که با استفاده از آن میتوان ضرورت و جایگاه اصل حداقل بودن را در سیاستگذاری کیفری نوین مشخص کرد. اصلی که در کنار سایر اصول سنت جمهوریخواه، برای ایجاد یک جامعه با شهروندانی آزاد و دولتی مسئولیتپذیر در قبال حوزه سلطه شهروندان، ضروری است. در سنت جمهوریخواه مفهوم آزادی به مثابه عدم سلطه جایگزینی است برای مفهوم آزادی به مثابه عدم مداخله که توسط سنت لیبرال طرحشده است و هدف اصلی آن محدود کردن حوزه سلطه دولت در مواجهه با شهروندان است. اگرچه سنت جمهوریخواه اساساً پروژهای متعلق به علوم سیاسی است؛ اما به دلیل توجه به چگونگی تنظیم رابطه دولت و شهروندان، اثرات عمیقی در علوم دیگر از جمله سیاستگذاری کیفری داشته است. اثر این دیدگاه را در حوزه سیاستگذاری کیفری میتوان در شکلگیری نگاهی انتقادی نسبت به عدالت کیفری مدرن و تلاش برای تعدیل و ارائه جایگزینهایی برای جرم انگاری دید. در این پژوهش با استفاده از یک روش توصیفی-تحلیلی و به صورت کتابخانهای این ایده طرح میشود که سنت جمهوریخواه نسبت به علوم اجتماعی مدرن نگاهی انتقادی دارد که از مفهوم آزادی به مثابه عدم سلطه نشئت میگیرد. همچنین این فرضیه مطرح میگردد که این نگاه انتقادآمیز در نهایت منتهی به تأمین مبانی نظری کافی برای فاصله گرفتن از حقوق کیفری مدرن و تقویت اصل حداقل بودن حقوق جزا شده است.