بررسی تطبیقی و بینامتنی «اشتباهِ درست» داستان پیل در تاریکی بر اساس نظریۀ یاکوبسن

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه

doi
10.22091/jls.2020.4083.1249
چکیده

عارفان آثار پیشینیان، به خصوص سنایی و غزالی را چون سنّتی ادبی گرامی داشته و بدان‌ها توجه کرده‌‌اند. مولوی نیز در سرودن مثنوی معنوی به آثار سنایی، عطار و غزالی نظر داشته و برخی از حکایت‌‌ تمثیلی آنان را با تغیییراتی در شکل و محتوا بازگویی کرده‌است. حکایت «اشتباه درست» (پیل در تاریکی) را که بیانگر نقصان و ناتوانی انسان‌‌ها در شناخت از خداوند سبحان است، نخست غزالی به عربی، در «احیاءالعلوم» و سپس به فارسی در «کیمیای سعادت» آورده، و سپس سنایی از او و مولوی هم از آنان نقل کرده‌است. این پژوهش توصیفی-تحلیلی با تکیه بر نظریۀ ارتباطی رومن یاکوبسن(1896-1982)، حکایت و کارکردهای حکایت «اشتباه درست» را در آثار مذکور، بر اساس دیدگاه فرانسوی ادبیّات تطبیقی، بررسی، و تأثیر و تأثر و تفاوت و شباهت‌‌های آنها را نشان می‌‌دهد. پرسش این است که از شش عنصرِ فرستنده، گیرنده، پیام، زمینه، رمز و تماس در فرآیند ارتباطی داستان «اشتباه درست»، جهت‌‌گیری هر یک از این متون، برجسته‌‌کنندۀ کدامیک از کارکردهای عاطفی، انگیزشی، ادبی، ارجاعی، فرازبانی و کلامی‌‌ زبان بوده‌است؟ آیا شباهت و اختلافی دیده می‌‌شود؟ یافته‌‌ها نشان می‌‌دهد که در آثار غزالی و سنایی جهت‌‌گیری پیام، به سمت موضوع مطرح شده و متن و حکایت، کارکرد ارجاعی دارد اما مولوی، در جهت‌‌گیری پیام به سمت مخاطب برمی‌‌گردد و حکایتش کارکرد کُنشی پیدا می‌‌کند. این‌ موارد با تغییر گیرنده (مخاطب)، پیام و زمینه یا بافت موقعیتی نیز ارتباط دارند.