تحلیل نسبت زمانْ‌آگاهی و خودآگاهی در فلسفۀ هوسرل

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه شاهد

doi
10.22059/jop.2021.328214.1006632
چکیده

هوسرل در آثار خود از سه سطح از زمانْ‌آگاهی بحث می‌کند که این سه سطح عبارت‌اند از: آگاهی از زمان عینی (کیهانی)، زمانْ‌آگاهی سوبژکتیو و آگاهی از زمان درونی (آگاهی مطلق). از نظر هوسرل این سطوح در حقیقت لایه‌های تقوم زمان هستند و مبنای تقوم هر لایه را باید در مرتبه یا لایۀ عمیق‌تر جستجو کرد تا به عمیق‌ترین لایۀ زمانْ‌آگاهی، یعنی همان آگاهی مطلق رسید. آگاهی مطلق، مقوم هر درک و معنایی از زمان است؛ اما در عین حال، خود به‌وسیلۀ هیچ امر دیگری تقویم نمی‌شود، بلکه قوام آن قوام درونی است. این عمیق‌ترین لایه در حقیقت جریان مستمر و وحدت‌بخش آگاهی‌است که تمامی اعمال و افعال قصدی آگاهی در آن ریشه دارند. برخی از هوسرل‌پژوهان معاصر برای تبیین این معنا از زمانْ‌آگاهی و نسبت آن با زمانْ‌آگاهی سوبژکتیو، با رجوع به آثار هوسرل و دیدگاه وی دربارۀ تأمل، به تمایز بین دو نوع خودآگاهی، یعنی خودآگاهی پیشاتأملی و خودآگاهی تأملی اشاره کرده و این جریان بنیادین و وحدت‌بخش آگاهی را که مقوم هر درکی از زمان و زمانمندی است، با  خودآگاهی پیشاتأملی متناظر دانسته‌اند. بر این اساس، آگاهی مطلق  به‌عنوان نوعی خودآگاهی پیشاتأملی به معنای زیست و تجربۀ غیر ابژه‌ساز و غیر مضمون‌سازی است که هم بنیان ابژکتیویته و هم ریشه و بنیان سوبژکتیویتۀ استعلایی است.