بازخوانی مفهوم «آل» در مثنوی با تأکید بر نظریۀ افق معنایی گادامر
نویسندگان
1 دکترای زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22091/jls.2020.5040.1214چکیده
در شرح بیت: «دستها ببریده اصحاب شمال / وانمایم رنگکفر و رنگ آل»، مولویپژوهان برداشتهای متفاوتی از اصطلاح «آل» داشتهاند که میتوان آنها را به دو گروه تقسیم کرد: گروهی معتقدند که منظور مولانا از واژة «آل»، خاندان پیامبر(ص) است و گروه دیگر بر این باورند که مولوی در این بیت به موجود وهمی و ترسناک «آل» اشاره دارد. از آنجایی که افق معنایی یکی از مؤلّفههای است که میتواند در شکلگیری و تکمیلِ معنای یک اصطلاح، بیت و حتّی یک اثر نفشآفرینی کند، بهرهمندی از نظریۀ افق معناییِ گادامر میتواند روش مناسبی برای بازخوانیِ مفهوم «آل» باشد. هدف مقالۀ حاضر این است که از طریق این نظریه، معنای کلمۀ «آل» را در این بیت شناسایی کند. این پژوهش با بهرهمندی از نظریۀ افق معنایی و نقش فرهنگ بومی در جهانِ زیست مؤلف، واژة آل را در بیت مذکور با روش میدانی بررسیکرده، سپس با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی یافتههای خود را با دریافت شارحان مقایسه نمودهاست. ضمن ادای احترام به تلاشهای علمی همۀ پژوهشگران پیشین، نتایج این تحقیق نشان میدهد شارحان محترم در برداشتهای خود به تمام ابعادِ افقِ معناییِ مؤلف توجّه نکردهاند. از اینرو برداشتِ آنها کامل به نظر نمیرسد؛ زیرا «آل» در فرهنگ مناطق آناتولی، عروس سیاهچرده و زشتی بوده که خانوادهاش به نیرنگ و نفاق، شال سرخی را بر سرش انداخته و بهگونهایکه سیاهیِ چهرة وی در زیر رنگ سرخ نمایان نمیشده، او را به خانة بخت میفرستادند. مولوی برای انتقال مفهوم زشتِ ریا و نفاق از این باور بومی در بیت مذکوراستفاده کردهاست. این مفهوم از طریق افق معنایی گادامر به شکل معنا داری این بیت را زیبا و درکپذیر میکند.