نقش سازندۀ تخیل در تاریخ از منظر پل ریکور

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه هنر تهران

2 استادیار گروه فلسفۀ هنر دانشگاه هنر تهران

doi
10.22059/jop.2022.333008.1006659
چکیده

حضور تخیل در تاریخ از طریق صورت­بندی روایی آن رخ می­دهد؛ اما این حضور تنشی را ایجاد می­کند که موجب می­شود از یک‌سو، گروهی آن را در حوزۀ زیبا­شناسی روایت قرار دهند و نقش آن را در اثربخشی روایت بر مخاطب و درک او از وقایع تاریخی مهم بدانند و از سوی دیگر، گروهی وجوه تخیلی روایت تاریخی را آرایه­ای و در نتیجه، زائد بدانند و سعی در جدایی آن از محتوای تاریخ داشته باشند؛ اما آنچه اهمیت دارد، این است که هر دو گروه نقشی شناختی برای تخیل قائل نیستند و در بهترین حالت، کار آن را آراستن روایت تاریخی می­دانند. در این میان، پل ریکور، فیلسوف فرانسوی، بر نقش تولیدگر تخیل تأکید می­کند و می­کوشد تا نشان دهد این سازندگی تخیل چگونه در بازنمایی روایت تاریخی کار می­کند. او بر این باور است که تاریخ تنها از طریق تخیل می­تواند بازسازی شود و آنچه تخیل به تاریخ می­افزاید، نه‌تنها تاریخ را به عرصۀ ادبیات فرونمی‌کاهد، بلکه بر اهمیت آن به‌مثابۀ گفتار نیز می­افزاید و کارکردهای تازه­ای به آن می­بخشد. این مقاله در پی آن است تا با جستجو در آرای مختلف ریکور، نشان دهد که تخیل چگونه با نقش خلاق خود، ارجاع روایت تاریخی به واقعیت گذشته را دستخوش تغییر کرده، مسیری فراهم می­آورد که تصویر ما را از تاریخ بازپردازی می­کند.