بررسی شخصیّتهای شاهنامه بر اساس نظریات روانشناسی کرچمر و شلدون
نویسندگان
1 استاد تمام زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
2 دانشآموخته دکتری زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
doi
10.22091/jls.2019.4029.1177چکیده
«ارنست کرچمر (Ernest Kerchmer)» روانپزشک آلمانی با توجه به اندازهگیریهای بدنی، همچون پهنای شانهها، لاغری یا چاقی، افراد را به سه تیپ فربه تنان (pyknic) ، لاغر تنان (asthenic) و سنخ پهلوانی (athletic) تقسیم کرد؛ پس از آن نیز «ویلیام شلدون (William Sheldon) » دانشمند آمریکایی، با استفاده از روشهای آماری و با توجه به رشد بیشتر هر کدام از لایههای جنینی، سه جنبه شخصیّتی با عنوانهای: اکتومورف (Ectomorph) ، مزومورف (Mesomorph) و اندومورف (Endomorph) در افراد مشخص کرد. شخصیّتهای اصلی شاهنامه را که بالغ بر 57 شخصیّت میشود، میتوان به گونهای در این طبقهبندیها قرار داد. بخش اصلی این پژوهش، به توصیف و تحلیل شخصیّتهای شاهنامه مطابق با تیپ شناسیهای اشاره شده، میپردازد. به بیانی در این تحقیق شخصیّتهای شاهنامه به عنوان الگوهای ایرانی برای نظریههای «کرچمر» و «شلدون» معرفی میشوند. بهنظر میرسد که نظریات اشاره شده فقط متعلق به سدۀ بیستم میلادی نیست و حتی در قرنهای دور هم کارایی و کاربرد داشتهاند. ماحصل تحقیق نشان میدهد که فردوسی در شاهنامه به تطابق میان رفتار و تیپ فیزیولوژیک شخصیّتهای داستانش اعتقاد دارد و بین رفتار و تیپ ظاهری شخصیّتهای شاهنامه سنخیتی به تمام معنا وجود دارد.