تحلیل یک رویکرد در مسئلۀ هویّت شخصی؛ بازخوانی هویّت روایی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری کلام و فلسفۀ دین واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22059/jop.2022.334363.1006684
چکیده

یکی از مهم‌ترین مسائل در فلسفه، مبحث هویّت شخصی بوده است. پرسش از کیستی انسان، در تمام حوزه‌های فلسفه، علوم اجتماعی و روان‌شناسی نشان از همیشگی‌بودن این دغدغه نزد متفکران داشته است. با توجه به مطالعۀ سیر تاریخی در علوم مختلف انسانی،جنبه‌های متفاوتی از این مسئله بازگو و بررسی شده است. هم‌پوشانی برخی از ارزیابی‌ها در حوزه‌های مختلف باعث شده است که  متفکران متوجه شوند ذات این پرسش فلسفی‌است؛ به عبارت دیگر، اندیشمندان در زمینه‌های مختلف در بحث هویّت شخصی همواره با پاسخ‌های خود تا حدود بسیاری به این امر اذعان کرده‌اند. با توجه به این مطلب، در این نوشتار ابتدا پرسش هویّت شخصی  را تشریح می‌کنیم و سپس با پاسخ‌های فیلسوفانی چون جان لاک و همچنین برخی تحلیل‌های متأخران در حوزۀ فلسفۀ ذهن، نشان خواهیم داد که ذات این پرسش هرمنوتیکال است. در سنت هرمنوتیکی نیز با نگاهی کوتاه، رهیافتی به هویّت شخصی خواهیم برد. ریکور به‌عنوان یکی  از متفکران سنت هرمنوتیکی دغدغۀ هویّت شخصی را در بستر هرمنوتیکی  تحلیل می‌کند. او تلاش می‌نماید تا با رهیافت هرمنوتیکی خود پاسخ‌های مناسبی برای این پرسش تقریر کند. رهیافت ریکور بر بستر خاصیت ذاتی تجربۀ انسان، یعنی روایت بنا شده است. این پژوهش با تحلیل آرای ریکور درصدد است تا با یافتن نسبتی مناسب میان هویّت شخصی و روایت و همچنین بازخوانی نقدها بر پاسخ‌های انتزاعی به این پرسش، پس‌زمینۀ مناسبی به نام هویّت روایی را ارائه دهد.