دولتسازی بینالمللی و بحران گذار سیاسی در افغانستان (2021- 2014)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور، واحد قزوین، قزوین، ایران
2 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22054/tssq.2024.65554.1195چکیده
شوک استراتژیک ناشی از فروپاشی ناگهانی نظم مورد حمایت غرب در افغانستان، نشاندهنده شکست تلاشهای دولت سازی غربی در قالب نظریه «صلح لیبرال» یا «صلح آمریکایی» است. در چند دهه اخیر، مهندسی اجتماعی غرب جهت ایجاد نوعی حکمرانی باثبات در دولتهای شکنندهای مانند افغانستان، نه تنها نتایج مطلوب را به همراه نداشت، بلکه روند آشتی ملی و گذار سیاسی را در این کشورها پیچیدهتر و با محدودیتهای جدی روبرو ساخته است. با این وصف، پژوهش پیشرو میکوشد از منظری آسیبشناسانه و با بهرهگیری از چارچوب نظری ترکیبی (دولتسازی و تحلیل ثبات سیاسی) به این پرسش اصلی پاسخ دهد که علت ناکامی فرایند آشتی سیاسی و در پی آن، قدرتیابی دوباره طالبان در اوت 2021 در افغانستان چه بود؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که این ناکامی سیاسی، عمدتاً ناشی از ماهیت پروژه دولت سازی بینالمللی در این کشور است. لذا، روند حلوفصل سیاسی و پیشبرد موفقیتآمیز پروژه دولت سازی، (به مثابه سنگ بنای گذار سیاسی) برآیند دو عامل زیر است: 1) ثبات افقی؛(توافق سیاسی و احترام دولتمردان به تعهدات خود و پایبندی به قواعد بازی سیاسی) 2) ثبات عمودی؛ یا تعامل سازنده و متقابل دولت و جامعه (مشروعیت داخلی دولت و عدممداخله نیروهای خارجی). روش پژوهش، کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری دادهها بهرهگیری از منابع کتابخانهای و فضای مجازی است.