رویکردی معرفتشناختی به مسئلۀ اینهمانی شخصی از دیدگاه هیوم
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه ایلام
doi
10.22059/jop.2021.326308.1006621چکیده
تلقی هیوم از جوهر نفسانی و اینهمانی شخصی حاصل ادعای تجربهگرایانۀ او مبنی بر ابتنای تصورات بر انطباعات و رویکرد تودهای او به ماهیت ذهن است. او بر همین اساس، وجود ذهن یا نفس را بهعنوان حامل و موضوع ادراکات، مشکوک اعلام میکند و در نتیجه با مسئلۀ ملاک اینهمانی شخصی مواجه میشود. او ملاک استمرار آگاهی و آگاهی از گذشته را که مبتنی بر اعتقاد به جوهر نفسانی است در ایجاد تصور اینهمانی شخصی ناکافی میداند و مورد انتقاد قرار میدهد؛ اما در عین حال قائل است به اینکه آگاهی از گذشته و حافظه بهعنوان نگهدارندۀ ادراکات گذشته به واسطۀ نسبتهای شباهت و علیت، عمل قوۀ تخیل را در درک و فرض و کشف اینهمانی شخصی تسهیل میکنند. او سرانجام ادعا میکند که اینهمانی شخصی جعلِ قوۀ تخیل و اثباتناپذیر و بدون ملاک است. آنچه در مورد رویکرد هیوم به مسئلۀ اینهمانی شخصی اهمیت دارد، این است که این رویکرد عمدتاً معرفتشناختی است نه هستیشناختی؛ و این امر با نظر به مبانی تجربهگرایانه و تصریحات او واضح به نظر میرسد، اما کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله سعی شده از منظری معرفتشناختی به دیدگاه او بنگریم و نشان دهیم که هیوم را نمیتوان بهسادگی منکر اینهمانی شخصی به معنای هستیشناختی دانست؛ زیرا طبق مبانی او اصولاً امکان بحث هستیشناختی دربارۀ اینهمانی شخصی وجود ندارد.