سیاست پولی بهینه در شرایط نااطمینانی از رابطه میان تورم و بیکاری( رابطه فلیپس)
نویسندگان
1 دانشگاه شهرکرد
doi
10.22055/jqe.2012.12281چکیده
بطور اصولی این سؤال به صورت جدی مطرح میباشد که قاعده رفتار سیاست پولی (برای مثال گسترش حجم پول و یا نرخهای بهره) بایستی چگونه تبیین گردد. بر این اساس استخراج یک مسیر بهینه سیاست پولی (در اینجا حجم پول) نیازمند بهرهگیری از یک تابع زیان تعریف شده برای بانک مرکزی، و یک مدل ساختاری کلان میباشد. لازم به ذکر است قاعده بهینه سیاست پولی کاملاً به چگونگی تعریف اجزاء فوقالذکر حساس میباشد .هدف اساسی در این مقاله بررسی سیاست پولی بهینه (گسترش بهینه حجم پول) در شرایطی که سیاست گذار پولی از وجود یک رابطه معنی دار میان تورم و بیکاری(برقراری رابطه فیلیپس)اطمینان لازم را ندارد می باشد.بر این اساس یافته های پژوهش نشان می دهد که اولا وجود رابطه میان تورم و بیکاری نه به شکل ساختاری و نه به شکل اتورگرسیو در ایران تایید نمی گردد وثانیا بر اساس بهینه یابی تابع زیان بانک مرکزی که بر اساس یافته فوق الذکر تنها در برگیرنده تورم می باشد مسیر گسترش حجم پول طی شده تا کنون از مسیر بهینه استخراج شده فاصله داشته و این موضوع به خصوص در دوره 1385-1360تشدید گردیده است.