انعکاس جنس دوم در صدا و تصویر قهرمانهای آثار داستانی نویسندگان زن
نویسندگان
1 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه قم
doi
10.22091/jls.2019.3787.1167چکیده
باور ناخودآگاه پدر سالار، بر آن است که آثار و میراثهای ادبی بشر، مخلوق مردان و البته به وسیلۀ مردان نگاشته شده؛ در نتیجه بخش عمدۀ این ادبیّات به طور معمول متمرکز به قهرمانان مرد خواهد بود. در این ادبیّات جنسیت محور، زنان یا نقشی ندارند و یا در حاشیۀ زندگی قهرمانان تعریف میشوند؛ در نتیجه با توجه به اینکه ادبیّات (به ویژه ادب داستانی) آیینۀ باورهای جامعه است، این داستانها و قهرمانان آنها، جامعهای جنسیتی را انعکاس میدهند که در آن، وجود قهرمانان چه زن و چه مرد، غصب و وجود تعیین شده از سوی جامعه (دیگری) جایگزین میشود. در این پژوهش برآنیم تا با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و نیز با توجه به چند رمان که در راستای نمایش کشمکشهای روحی، عاطفی، بن بستها و عرصههای مشکل زای برون رفت قهرمانان از هنجارهای جامعه نگاشته شدهاند به واکاوی این پرسش بپردازیم که آیا انسانها در هر فرهنگ و اجتماعی برای انجام وظایف جنسیتی خود، تربیت میشوند؟ و آیا قهرمانان، خود این موضوع را پذیرفته و به آن میاندیشند؟ در راستای این پژوهش دریافتیم که نویسندگان منتخب در داستانهای خود، این موضوع را غالباً به عمد و گاه ناخواسته نمایش دادهاند. در داستان «سرود اروند رود» با نمایش شخصیّتهای محکوم در برابر جامعه، در داستان «دل فولاد» با نمایش کشاکشهای زندگی قهرمان؛ در داستان «بازی آخر بانو» با قهرمان روستایی در محیط بسیار سنّتی و در داستان «خاله بازی» با خشم جامعه سنّتی نسبت به قهرمانی که قادر به انجام وظایفش نیست، مواجهیم؛ خشمی که با توجه به تربیت سنّتی تمام قهرمانان این داستانها، چه زن و چه مرد، آنان را در مسیر اهداف جامعه پیش میراند. در نتیجه در آثار منتخب با قهرمانانی مواجهیم که گاه به گونهای به تعاریف جامعه خو گرفتهاند که حتی به برون رفت از این هنجارها نمیاندیشند.