بررسی وجوه اگزیستانسیالیستی نقد دولت مدرن با تأکید بر اندیشه سیاسی هانا آرنت

نویسندگان

1 استادیار تاریخ انقلاب اسلامی دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران

doi
10.22054/tssq.2024.68330.1265
چکیده

دولت مدرن ازجمله نهادهای سیاسی کلانی است که تمامی ابعاد زندگی انسان‌ها را در برگرفته است. این نهاد علی‌رغم وجوه مفید خود برگرفته از مبانی است که ممکن است در تعامل بین خود و انسان، موجب کاهش آزادی انسان شده و درنهایت مانع رشد تفکر و انکشاف ذات واقعی انسان‌ها شود. تجربه تاریخی کشورهای غربی و در ادامه گسترش این تفکر به سایر کشورها، موجب شده تا بسیاری از متفکران بر آن باشند تا با بررسی نقادانه وجوه مختلف آن، جهت اصلاح و تکامل آن به نظریه‌سازی بپردازند. ازجمله مهم‌ترین منتقدان و نظریه‌پردازان دولت مدرن که با رویکردی انسان گرایانه بدان توجه داشته، هانا آرنت اگزیستانس است. در پژوهش حاضر بر آنیم تا با استفاده از اندیشه آرنت به‌نقد این نهاد گسترده و مهم بپردازیم. در این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی و محور قرار دادن نظریه دولت مدرن به‌عنوان چارچوب پژوهش، به‌نقد نظام‌های سیاسی مدرن بپردازیم. یافته‌های پژوهش مبتنی بر آموزه‌های آرنت نشان می‌دهد که فلسفه مدرن منجر به تفکیک الهیات از طبیعت، گسترش پوزیتیویسم و رشد یک نوع فردگرایی مفرط شده که درنتیجه آن دولت دچار یک نوع دیوان‌سالاری گسترده و خشن و غلبه اقتصاد بر وجوه سیاسی و فرهنگی انسان شده است. ازاین‌رو آرنت به‌عنوان پیشنهاد جایگزین معتقد است که تنها راه اصلاح این نهاد گسترده، ناکارآمد و غیرانسانی، اصلاح تدریجی تعاملات مردم در سپهر عمومی و بهره‌گیری از نظریه‌هایی همچون شورا در ساختارهای سیاسی است.