تحلیل آثار سیاستهای جهانی بر غیررسمیشدن فضای شهری (مطالعه موردی: کشورهای جنوب)
نویسندگان
1 دانشیار برنامهریزی شهری دانشگاه خوارزمی
2 استادیار برنامهریزی شهری دانشگاه تربیتمدرس
3 دانشیار برنامهریزی منطقهای دانشگاه علامه طباطبائی
4 دکتری برنامهریزی شهری دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jhgr.2017.61574چکیده
با وجود سیاسیبودن تصمیمگیری برای برنامهریزی از سوی بسیاری از متفکران معاصر، توجه کمی به درک روابط میان رهیافتهای برنامهریزی و گفتمانها یا نظریههای سیاسی جهانی شده است. اهمیت امر به این دلیل است که آزمون تفکر سیاسی در رهیافتهای مختلف برنامهریزی میتواند روشها و منافع سیاسی نهفته در فرایند برنامهریزی را روشن کند. در مقالة تحلیلی-مفهومی حاضر، تأثیر گفتمانهای مختلف توسعه و برنامهریزی از جمله جهانیشدن، نئولیبرالیسم و دموکراسی در شکلگیری فضا و اجتماعات غیررسمی در کشورهای جنوب بررسی شده است. براساس تحلیل تجارب این کشورها، فرایندهای جهانی در کشورهای مختلف به اشکال متفاوتی بروز یافته است؛ بهطوریکه فضای کشورهای جنوب بهدلیل استعمار و جنگ و کشمکش سیاسی زمینة مناسبی برای تحقق فضای جریانهای جهانی نبوده و به غیررسمیشدن فضا انجامیده است. همچنین بازارهای غیررسمی زمین و مسکن تنها در حوزة فقرا نبوده و این امر عرصة رقابت طبقة متوسط حتی نخبگان شهرهای جهان سوم را نیز فراهم کرده است. افزون بر این، در این کشورها مسئلة رسمی و غیررسمی مطرح نیست، بلکه تمایز میان غیررسمیشدن فقرا و طبقة متوسط مطرح است، اما در هر دو شکل، مکان این غیررسمیشدن در مناطق پیراشهری است. همچنین دیدگاه حق به شهر میتواند بهعنوان رویکردی بهینه برای توجه به حقوق و چالشهای گروههای فرودست در زمینة شهری غیررسمی مدنظر قرار بگیرد.