سیاست توسعه‌طلبی دولت چین در آسیای مرکزی بر مبنای قدرت نرم

نویسندگان

1 استادیار روابط بین المللی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل واحد علوم تحققیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22054/tssq.2024.74271.1424
چکیده

قدرت نرم ابزاری است که کشورهای مختلف با توجه به توانایی تأثیرگذاری بر آحاد یک جامعه در حوزه روابط بین‎الملل به کار می‎گیرند. دولت چین با استفاده از ابزارهای مختلف و با توجه به نگاه منطقه‌گرایی در سیاست خارجی خود، قدرت نرم را برای نفوذ هرچه بیشتر در کشورهای هدف مورداستفاده قرار می‎دهد. منطقه آسیای مرکزی از دیرباز دارای روابط فرهنگی اجتماعی و اقتصادی با چین بوده است. قوم‎های مختلفی که در منطقه آسیای مرکزی وجود دارند و همسایگی بلافصل با این منطقه، ظرفیت و فرصت مناسبی برای چین است که با توجه به صبغه عملکردی و  بازار تجاری بکر در این منطقه نفوذ خود را در آسیای مرکزی گسترش دهد. برای حصول این منظور، دولت چین توجهی ویژه به قدرت نرم داشته و ابزارهای مختلفی را برای توسعه قدرت نرم خود در این منطقه به کار گرفته است که اصلی‌ترین طرح آن جاده ابریشم جدید یا همان طرح «یک کمربند-یک‌راه» است که هزینه‌‎های زیادی را برای این طرح صرف کرده است؛ بااین‌وجود، با چالش‎های بزرگی روبرو است.  این پژوهش در چارچوب نظریه قدرت نرم  و با روش توصیفی -تحلیلی  به دنبال پاسخ‎گویی به این سؤال است که دولت چین چگونه از قدرت نرم به‌عنوان ابزاری در جهت توسعه‌طلبی خود در آسیای مرکزی استفاده می‌‎کند؟ در این مقاله استدلال می‎شود که دولت چین با استفاده از ابزارهای قدرت نرم خود در ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی،کشورهای منطقه آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار می‎دهد که البته در این مسیر با چالش‎هایی از جمله قدرت‎‌‌‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای چون روسیه، امریکا و هند، بنیادگرایی اسلامی، و عدم جذابیت فرهنگی روبرو است که بر قدرت نرم آن تأثیر منفی دارند.