ضرورت واقعیت یا ناموجبیتگراییِ مبتنی بر رویکرد زمانی ارسطو به موجّهات، بر اساس فصل نهمِ دربارۀ عبارت
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری فلسفۀ قدیم و قرون وسطی از دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jop.2021.322555.1006603چکیده
رابطۀ جهت و زمان نسبت پیچیدهای است. استدلالهای ارسطو دربارۀ موجبیتگرایی عمدتاً متمرکز بر مقولۀ زمان به جای علیت است. مسئله دربارۀ عبارت را میتوان ناشی از تأملات ارسطو دربارۀ زمان و صدق به شمار آورد. از تأکید ارسطو بر «ضرورت بههنگامِ بودن» که در این مقاله بیان خواهد شد و تبیین آن بهصورت نفی ضرورت مطلق، دست کم میتوان سه نتیجه گرفت: 1. ورود بحث زمان به موجّهات و در نهایت، تحول در سطوح بحث از اصل موجبیت و رخدادهای منفرد آینده؛ 2. اهمیت پیامدهای نظریۀ صدق ارسطو در نفی یا ایجاب اصل موجبیت بر اساس نسبت صدق و زمان؛ 3. تفکیک بنیادی ارسطو میان ضرورت مشروط و مطلق که موجب فهم بهتر حوزههای گوناگون هستی و شناخت از جمله تفاوتهای قلمرو تحت و فوق قمر میشود. استنتاج ضرورت یک چیز از صدق آن نشان میدهد همانگونه که صدق نزد ارسطو در گرو مطابقت با واقع است، مفهوم ضرورت را نیز باید بهعنوان وصف واقع یا واقعیت فهمید. پیوند میان صدق، ضرورت و فعلیت حاکی از آن است که بهآسانی نمیتوان واقعیت به فعلیت درنیامدۀ ناظر به آینده را قلمرو صدق، ضرورت پیشینی و سرانجام موجبیت تام دانست. سعی این نوشتار بر آن است که مرز و تمایز اندیشۀ ارسطو دربارۀ ضرورت با جبر و تعیّنباوری علّی در جایگاه پرسش اصلی مقاله روشنتر شود و شواهد لازم بهمنظور اثبات این فرق در مباحث فصل نهمِ دربارۀ عبارت جستوجو شود.